<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> صبحگاه</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 10 Nov 2009 10:49:19 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دکتر</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-213.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;جناب آقای &lt;STRONG&gt;دکتر &lt;/STRONG&gt;کردان در ادامه افاضات همراهان دولت بعد از نهم در راستای مقابله با اغتشاشگران پس از انتخابات فرموده اند چرا پس از آمدن آقای لاریجانی به ریاست قوه قضاییه موج دستگیریها کم شده و چرا با بانیان اصلی اغتشاشات مثل خاتمی و موسوی و کروبی برخورد نمیشه و ... مهمترین نکته در صحبتهای ایشان اینکه فرموده اند خاتمی میداندار و پشت پرده اصلی این اتفاقات بوده. سوالی که اینجا باید از &lt;STRONG&gt;دکتر&lt;/STRONG&gt; پرسید اینه که چرا یه نفری که پشت پرده یه اتفاقه خودش به شکل میداندار وارد میدان میشه و خودشو تابلو می کنه؟ یا چه جوری میشه کسی که میداندار ماجراست پشت پرده هم هست؟ &lt;STRONG&gt;دکتر &lt;/STRONG&gt;به دلیل تسلط بیش از حد به زبان انگلیسی فراموش کردن که تو زبون فارسی میداندار و پشت پرده نمیتونن یه نفر باشن!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 10:49:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=213</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-213.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیزده آبان</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-212.aspx</link>
<description>...روز ننگ تو...افتخار ما...</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 21:11:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=212</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-212.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیزده آبان</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-211.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;امروز سیزده آبان بود و به قول میر حسین موسوی سبزترین روز سال. از فردای انتخابات ما دو جور راهپیمایی تو تهران داشتیم. یکی روزهایی مثل ۲۵ خرداد و روز قدس که میلیونها سبزاندیش تو خیابونا راهپیمایی کردن و شعار دادن و یکی هم روزهایی مثل ۳۰ خرداد و امروز سیزدهم آبان که نیروهای امنیتی و نظامی مثل یه جنگ شهری تو کل پایتخت لشکر کشی کردن و مردم هموطن خودشونو به باد کتک و دستگیری و ... گرفتن و به قول خودشون اجازه خودنمایی به اغتشاشگران ندادن. اما موضوعی که مهمه اینه که نتیجه هر دو این روزها یکیه. آقایون فکر کردن که با امنیتی کردن فضای پایتخت پیروز میدون شدن. حضرات، هدف از اعتراضات که شعار دادن نیست. هدف نشون دادن اعتراض، ایجاد هزینه برای دولت کودتا و اعلام عدم مشروعیت حکومته. حالا چه شما مردم رو بزنین و چه نزنین این اتفاق افتاده. تازه با این حرکات جامعه رو به سمت رادیکالتر شدن میبرین. هدف مردم دیگه انتخابات نخواهد بود. میشه یه چیز دیگه!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به یاد مرحوم مسعود رسام: سبز سبزم ریشه دارم...من درختی استوارم... در زمستان هم بهارم...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 10:55:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=211</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-211.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیاستمدار</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-210.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;امروز دکتر عبدالله عبدالله از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کنار کشید. اگه تا امروز من دقیقا نمیدونستم چرا از عبدالله خوشم میاد الان دیگه دلیل دارم. تو وضعیتی که مشخصه همه عافیت طلبان میگن باید ایده آلیستی رو کنار گذاشت و انتخابات رو برگزار کرد، چون با تهدیدهای هر روزه طالبان و وضعیت متزلزل سیاسی افغانستان نباید یه شوک دیگه به کشور وارد کرد، عبدالله از حداقلهاش کوتاه نیومد. دلایل درست دکتر عبدالله این بود که اگه همه پذیرفتن که تو دور اول تقلب شده، پس حداقل باید مجریان اصلی انتخابات برکنار بشن و یا یه تضمینهایی داده بشه که ما بپذیریم دیگه تقلب نمیشه، وگرنه چه دلیلی داره تو انتخاباتی که میدونیم باز هم توش تقلب میشه شرکت و خودمون رو بازنده این رقابت از پیش باخته اعلام کنیم؟! این حرکت از یه مرد بزرگ سیاستمدار بر میاد، هر چند اگه متقلبان اصلی انتخابات بعدا بگن که عبدالله بانی اصلی نا آرامیهای احتمالی کشوره. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تمامیت خواهان همه جای دنیا از هیچ تقلب و بی قانونی ابایی ندارن و این حریفه که باید تصمیم بگیره که از حداقلهاش کوتاه نیاد یا اینکه همیشه تسلیم باشه و از ترس این که کشور به التهاب کشیده نشه همون کاری رو بکنه که حریف انتظار داره.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یاد کس خاصی نیافتادین؟ انتخابات مجلس هفتم، سید محمد خاتمی انتخابات سراسر رد صلاحیت و تقلب رو برگزار کرد تا کیهان تیتر بزنه: مردم اصولگرایان رو انتخاب کردن!!  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 19:51:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=210</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-210.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه شماره 14 میرحسین موسوی</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-209.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=&quot;post-body entry-content&quot;&gt;
&lt;P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;B&gt;آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد.&lt;/B&gt;&lt;B&gt; آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم،&lt;/B&gt; و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;B&gt;این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟&lt;/B&gt; چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم.&lt;B&gt; دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟&lt;/B&gt; آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. &lt;B&gt;ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم.&lt;/B&gt; باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. &lt;B&gt;دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند.&lt;/B&gt; در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. &lt;B&gt;دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟&lt;/B&gt; به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. &lt;B&gt;ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم.&lt;/B&gt; ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;B&gt;سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;میر حسین موسوی&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;۹ آبان ۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 21:04:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=209</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-209.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرهنگ</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;تعطیلات آخر هفته شیراز بودم. جالبترین خاطره ام از این سفر هیچ ربطی به این پایتخت فرهنگی ایران نداره! در حالیکه تو ترافیک مرکز شهر تو تاکسی نشسته بودم دیدم از ماشین جلویی که یه پژو ۲۰۶ نمره شیراز بود یه قوطی خالی آبمیوه پرتاب شد بیرون وسط چمنهای بلوار که کاملا تمیز و مرتب بود! من دیدم ما که واستادیم، یه کار خیری هم بکنیم، پیاده شدم و رفتم قوطی رو دادم به راننده و گفتم: آقای عزیز، لطفا این زباله رو تو سطل زباله بندازین! و نشستم تو ماشین! میدونین چه عکس العملی دیدم؟ ۲ دقیقه بعد خانمی که رو صندلی عقب نشسته بود قوطی رو پرتاب کرد به چند متر وسط تر چمنها و شروع کرد به داد و فریاد و فحاشی! راننده تاکسی هم بر گشت و به من گفت: آقا بیکاریا!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 10:43:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وحدت ملی!</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-207.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این روزها برای چندمین بار تو چند سال اخیر بحث وحدت ملی تو کشور مطرح شده وباز هم  شروع کننده اش ریش سفیدان اصولگرا بودند. البته این بار دو تفاوت خیلی بزرگ وجود داره، یکی اینکه این بار بحث وحدت ملی برای کسانی که جدا نگران وضعیت نظام جمهوری اسلامی هستن خیلی ضروری تر به نظر میرسه، تو سخنان خیلی از این ریش سفیدان میشه نگرانی از گسست حاکمیت از مردم رو دید که در برابر افراطیها و نظامیانی که میخوان فضا رو امنیتی نگه دارن از وحدت ملی و لزوم تحمل منتقدان درون حکومت دم میزنن. چرا که در غیر این صورت &quot; نه تو مانی و نه من&quot;. تفاوت بزرگ دیگه ای که ما امروز میبینیم اینه که برای خیلیها مثل خود من بحث وحدت تو وضعیت کنونی کاملا خنده داره، چرا که اصلی ترین گروهی که مسبب این وضعیت هستن دارن تخت گاز بدون کوچکترین مکثی شیوه رفتارشون رو ادامه میدن، پس اصلا دیگران چه ابزاری اصلا میتونن برای وحدت داشته باشن؟!! تو همچین وضعیتی روزنامه &lt;A href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-07-18/default.htm&quot; target=_blank&gt;اعتماد&lt;/A&gt; ضمیمه روز شنبه ۱۸ مهر رو به همین بحث اختصاص داد و با افرادی از گروههای مختلف در این باره صحبت کرد که به نظر من مجموعه بی نظیری فراهم شده و بهتون پیشنهاد میکنم اگه وقت دارین حتما این پرونده زیبا رو مطالعه کنین. برای کسانی که وقتش رو ندارن من خلاصه ای از جملات برخی از این افراد رو اینجا میذارم که حداقل نگاه افراد دو جناح در این باره رو ببینین. البته از نظر من خواندنی ترین بخش سخنان علی شکوری راد عضو جبهه مشارکته:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE id=NewsItem style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed&quot; cellSpacing=1 cellPadding=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=862 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-07-18/qawtr.jpg&quot; width=430 align=absMiddle&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;  &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right height=16&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma; HEIGHT: 6px&quot; align=right background=../../images/line_bk.gif&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right height=16&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#008080&gt;محمدرضا تاجيک مشاور ميرحسين موسوي :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#008080&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#008080&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#008080&gt;*مشاور ميرحسين موسوي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروز هر تدبيري براي ايجاد وحدت در گام نخست مستلزم رهايي اين عده از اسارت «خيال» خود است. تا زماني که در سپهر خيال اينان هر تار ابرويي به هلالي ماند و «خودي» و «دگرشان» و «دوست» و «دشمن شان» جز توجيه خيالي ندارد؛ تا زماني اينان از تصوير و تصوري که از «دگر» خويش ساخته اند، در بيم و هراسند، و هر نشانه گفتاري، نوشتاري و رفتاري وي (دگر) را تهديد و تحديدي بر خود و زنجيره «خودي ها» مي پندارند؛ همواره قياس از خويش مي گيرند و هر گل سرخي را خون و هر عاقل شيدايي را مجنون مي پندارند؛ به ظاهر از حقايق و دقايق عالم مي گويند و بر هر پديده يي حکمي جاري مي سازند، ليک در باطن صفير و دام اند و هيچ حکمي را بر احوال و رفتار خويش نمي پسندند؛ کار پاکان را قياس از خود مي گيرند، همسري با انبيا بر مي دارند، اوليا را همچو خود مي پندارند، سحر خود را معجزه مي نمايانند، گفتمان خود را فراگفتمان و «راه» خود را «صراط» تعريف مي کنند، خود را مردان هميشه بيدار و ديگران را خفتگان بي روح مي دانند، خيال مي کنند چرخ در گردش «جامعه» و «سياست» اسير هوش و اراده آنان است، بر اين پندارند که پïر از بال و پرند و تا اوج قدرت پرواز خواهند کرد، مي پندارند که پïر از فانوسند و در هيچ ظلمتي گرفتار نمي آيند، بر اين باورند که جمع را چون شمعند، و مردمان در همه حال گرد وجود ذي جود آنان پروانه وار ترانه عشق مي سرايند، امکان وحدتي وجود ندارد. به بيان ديگر، درانداختن هرگونه طرحي براي ايجاد وحدت نخست مستلزم فاصله گرفتن يا شقاق اينان با خويشتن دگرساز خود است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;علی اکبر جوانفکر مشاور محمود احمدی نژاد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به طور طبيعي و به تجربه روشن شده است وحدت ملي، حول يک محور مشخص شکل مي گيرد و بدون اين محور، وحدت ملي اساساً به يک امر فضايي و ذهني تبديل مي شود. در ايران اسلامي، پس از حضرت امام(رض)، رهبري و ولي فقيه محور اصلي وحدت ملي بوده است. بنابراين رهبري عزيز هميشه عامل وحدت و يکپارچگي ملت به ويژه در دفاع از حقوق و منافع ملي در برابر دشمنان زياده خواه و طمعکار بوده است. در واقع رهبري، کانوني است که از آنجا همواره مفاهيم ارزشمندي مانند محبت، مهرباني، دوستي، پاکي، صداقت، اعتماد، تکريم، عزت، غرور، افتخار، شفافيت، عدالت و ظلم ستيزي به اعضاي جامعه منتشر مي شود و اين جايگاه را بسيار پرجاذبه کرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به اين ترتيب روشن است کساني که خود را به اين محور مورد قبول عموم جامعه نزديک کنند در شکل گيري وحدت ملي صاحب سهم و نقش هستند. اعتبار و منزلت اجتماعي افراد بستگي به ميزان تبعيت و اطاعت پذيري آنها از ولايت و رهبري دارد و اين طور نيست که هر کس وجهه يي در جامعه پيدا کرد فکر کند به يک محور اصلي در نگاه مردم تبديل شده است. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حبیب الله عسگراولادی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;موضوع تفاهم و وحدت ملي صورت مساله اصلي و اوليه کشور نيست و اساساً مسائل پيش آمده را در قالب تفاهم و وحدت ملي نمي شود علاج کرد. ... اما در خصوص دستيابي به يک تفاهم ملي بايد به عرض برسانم، پذيرش نتايج انتخابات با توجه به انجام مراحل قانوني آن از جمله تنفيذ حکم رياست جمهوري که گواهي بر صحت انتخابات توسط مقام معظم رهبري بوده و برگزاري مراسم تحليف و دادن راي اعتماد نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي به وزرا که حاکي از مورد پذيرش قرار گرفتن رئيس جمهور دوره دهم توسط قواي قضائيه و مقننه است يک وسيله براي رسيدن به تفاهم ملي است و با توجه به اينکه نامزدهاي رياست جمهوري که راي کافي را کسب نکرده اند افراد در درون نظام مي دانيم بر مبناي عقل و منطق اين انتظار وجود دارد که براساس التزام عملي به قانون اساسي، نظام جمهوري اسلامي، راه حضرت امام(ره) و ولايت فقيه به راي اکثريت مردم که توسط مسوولان نظام تاييد شده احترام بگذارند و ادعاهاي خود را با بازگشت به قانون و با پذيرش آراي قانوني نهادهاي مرتبط و نهايتاً داوري مقام معظم رهبري به عنوان فصل الخطاب مسترد دارند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;علی شکوری راد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروز همه چيز در اختيار آنهاست؛ دولت با 21 وزارتخانه و صدها سازمان و شرکت بزرگ با درآمد هنگفت نفت و... صدا و سيما که با ده ها شبکه راديويي و تلويزيوني شبانه روز دارد طرف مقابل را تبليغ و ترويج مي کند، تريبون هاي نماز جمعه و چندين خبرگزاري، روزنامه و ده ها سايت خبري که از بودجه بيت المال تغذيه مي شوند، نيروي انتظامي و نهادهاي نظامي عريض و طويل و... تنها چيزي که آنها ندارند حمايت مردم است. البته آنها اين را هم مي خواهند و طبيعي است که از شعار وحدت ملي در چنين شرايطي استقبال کنند. در حالي که همه بحث مربوط است به اعتراض مردم به نتايج اعلام شده انتخابات دهم و مردم همه سختي ها را به خاطر اين موضوع متحمل شده اند آقايان تازه مي فهمند اعتراضات پشتوانه مردمي داشته است. پيشنهاد مي کنند معترضان نتيجه انتخابات را بپذيرند تا وحدت ملي تحقق يابد. هيچ گاه صحبت از وحدت براي من اين مقدار مشمئزکننده نبوده است. اين رويايي بود که در سر داشتم اما بي رحمانه شکستندش. آنها به خودشان هم رحم نکردند...با بودن قاضي مرتضوي در سمت دادستاني صحبت از وحدت ملي مضحک مي نمود و با بودن آقاي جنتي در راس شوراي نگهبان همچنان خنده دار است. با آقاي احمدي نژاد به وحدت برسيم که چه بشود؟... دست از سر ما برداريد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;صبا آذز پیک:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«بازيگران سياست» انگار هنوز ياد نگرفته اند حاصل جمع بازي در زمين بدون رقيب، صفر است که شاهدش شعار «وحدت ملي» است که نقل و نبات محفل محافظه کاران شده بي آنکه کسي از خودش بپرسد اصلاً رقيبي هست که مي خواهيم با او به وحدت برسيم؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محسن آرمین&lt;/FONT&gt;: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شواهد غيرقابل انکار حاکي از آن است که تحولات پس از انتخابات بدون طراحي و آمادگي قبلي رخ نداد. ادعاي اين افراد مبني بر اينکه انتخابات و حوادث بعد از آن سازمان يافته و طراحي شده بوده است، ادعايي صحيح است. در واقع اين ادعا را بايد نوعي اعتراف تلقي کرد. به اين معنا که مرجع برنامه ريز و سازمان دهنده نتيجه انتخابات و تحولات بعد از آن خود جريان افراطي بوده است. ظاهراً هدف آن بوده است که پس از يک تحقق حاکميت يکدست، انتخابات رياست جمهوري دهم، اسم رمز پاکسازي عرصه سياسي کشور از کليه منتقدان و معترضان به ويژه اصلاح طلبان و يکدست سازي عرصه رقابت سياسي باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بازداشت هاي گسترده چهره هاي شاخص اصلاحات بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات به اتهام سازماندهي و رهبري اغتشاشات و اتهام کودتاي مخملي و در شرايطي که هنوز تظاهرات و اعتراضات مردمي در خيابان ها شکل نگرفته بود، برگزاري دادگاه پرحرف و حديث رسيدگي به اتهامات دستگيرشدگان پس از انتخابات، تلاش براي اعتراف گيري و پوشش تبليغاتي طراحي شده اظهارات چند تن از دستگيرشدگان و... جملگي از طرحي از پيش طراحي شده حکايت مي کند. اما اجراي اين پروژه در عمل با موانع سختي روبه رو شد. طراحان اين پروژه همه چيز را محاسبه کرده بودند جز واکنش جامعه و کانديداهاي رقيب.....مي توان حدس زد اين طرح تفاوت معني داري با پيشنهاد آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران نداشته باشد. دست کم در مواردي نظير آزادي زندانيان سياسي، استمالت و جلب رضايت مصيبت ديدگان و زيان ديدگان حوادث اخير، بازتر شدن فضاي سياسي کشور، باز تر کردن فضاي رسانه ملي و فرصت دادن به طرفين براي طرح ديدگاه هاي خود از رسانه رسمي کشور. در اين صورت ادامه فيلترينگ تمام سايت هاي اصلاح طلبان و توقيف روزنامه هايي مانند اعتماد ملي و پلمب ماندن ساختمان احزاب اصلاح طلب توجيهي نخواهد داشت. در چنين فضايي طبيعي است که حوادث ماه هاي گذشته مورد بررسي آسيب شناسانه قرار گيرد و ديگر افراطيون نتوانند با استفاده انحصاري از تمام ظرفيت هاي رسانه يي و تبليغاتي رسمي و غيررسمي هر دروغ و تحليل بي پايه يي را به خورد مردم بدهند. در چنين فضايي خواه ناخواه اتفاقات و تاسف برانگيزي که طي ماه هاي اخير در زندان ها و بازداشتگاه ها و خيابان ها رخ داد از زبان قربانيان مطرح خواهد شد. طبعاً افرادي بايد پاسخگوي اتفاقات مذکور باشند. به نظر شما چنين افرادي مي توانند از طرح آشتي ملي استقبال کنند؟ بنابراين مي توان حدس زد علت مخالفت غيرمنطقي و شتابزده افراطيون با طرح آشتي ملي ترس و نگراني باشد. نگراني و ترس از افشاي نقش و مسووليتي که در اتفاقات مذکور داشته اند وگرنه دليلي براي اين مخالفت شتابزده وجود نداشت. آنان حداقل براي حفظ ظاهر هم که شده مي توانستند مخالفت خود را به بعد از روشن شدن محتواي طرح موکول کرده و در صورتي که طرح مذکور تامين کننده خواسته ها و ديدگاه هاي ايشان نبود، با آن به مخالفت برخيزند. با توجه به آنچه گفته شد، افراطيون اقتدارگرا تحت هيچ شرايطي از حاکميت فضاي اعتدال بر کشور استقبال نخواهند کرد، زيرا از يک سو پايان فضاي خشونت و راديکاليزه را پايان حيات خود تلقي مي کنند و از سوي ديگر نگران افشاي مسووليت و نقش خود در وقايع تاسف بار ماه هاي اخير هستند. به گمان من اين نتيجه آنچنان روشن و صحيح است که مي توان آن را ملاک شناسايي افراطيون قرار داد و گفت مخالفت شتابزده و عجولانه با طرح هايي که متضمن حاکم شدن فضاي اعتدال و ميانه روي بر کشور است، شاخص و معيار مناسبي براي شناخت افراطيون و اهداف ايشان در انتخابات گذشته و نيز وحشت ايشان از افشاي عملکرد و افتادن تشت رسوايي از بام فضاي اعتدال است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;علیرضا رجایی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حال در فضايي که ما هستيم نه تنها مواضع معترضان به رسميت شناخته نمي شود بلکه رهبران معترضان سياسي در معرض انواع اتهامات قرار مي گيرند و به گونه يي رفتار مي شود که هر لحظه بايد انتظار دستگيري اين رهبران را داشت که سابقه سياسي درخشاني در درون حاکميت دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در چنين شرايطي امکان مصالحه وجود ندارد. حتي اگر جريان معترض به طور موقت سرکوب شود اين اعتراض از بين نمي رود بلکه در زير پوست جامعه خواهد ماند. اين اعتراض همچنان ادامه خواهد داشت و در مرحله بعد منسجم تر و کامل تر بروز داده خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;موسوی لاری:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; اما عده يي هم هستند که اگر فضا آرام شود و فضاي امنيتي به فضاي معقول اجتماعي تبديل شود، فلسفه وجودي شان را از دست مي دهند؛ کساني که جز منطق خشونت و دعوا منطق ديگري را نمي شناسند و امروز هم مي بينيد با هر سخني که براي پايان بخشيدن عاقلانه به اين تنش ها گفته مي شود مخالفت مي کنند. براي من و شما و خوانندگان کار سختي نيست که مصداق اين افراد را در کشور ببينيم.......&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE id=NewsItem style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed&quot; cellSpacing=1 cellPadding=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;متاسفانه امروز برخي از رسانه ها که از بيت المال هم استفاده مي کنند به شخصيت هاي دلسوز و محترم نظام تهمت و اتهام مي زنند و گاهي فحاشي مي کنند. اگر قرار است وفاق ايجاد شود بايد با کساني که به دنبال خشونت و افترا و تهمت و فحاشي و... هستند برخورد شود. با عوامل و شخصيت هايي که به دنبال تفرق و تشنج هستند، برخورد شود. اگر اين اتفاق ها بيفتد زمينه براي وفاق و وحدت فراهم خواهد شد و ما نيز به عنوان يک تشکيلات سياسي از اين حرکت ها حمايت خواهيم کرد.&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right height=16&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حسن بیادی مشاور محسن رضایی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; به نظر من برخي افراطيون در جامعه ما به اختلافات دامن زدند و در اين ميان به فکر آنچه بر سر جامعه و مردم مي آوردند نبودند. اما مردم در اين ميان بي هيچ تقصيري دستخوش اتفاقاتي شدند که در آنها دخيل نبودند و کوچک ترين تقصيري نداشتند. من فکر مي کنم با توجه به اتفاقاتي که پس از اين دوره از انتخابات رخ داد بايد با تاکيد بيشتري به مساله وحدت پرداخت چراکه حواشي پيرامون انتخابات و پس از آن به اندازه يي بود که تا حدودي بر مساله وحدت در جامعه اثر گذاشت. بنابراين به نظر من تمام کساني که در حوادث انتخابات دخيل بودند بايد از مردم عذرخواهي کنند تا مايه دلگرمي مردم شوند و از اين راه بتوانند بيشتر خود را به مردم نزديک کنند و فاصله هاي موجود را از بين ببرند چرا که به عقيده من مردم تمام محبت خود را به نظام و جمهوري اسلامي نشان داده اند. بهتر است تمام کساني که با هم مشکل دارند و مشکلات شان روي وحدت ملي جامعه اثر مي گذارد مشکلات شان را حل کنند و به يک آشتي و تفاهمي برسند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;-پس از برگزاري انتخابات اتفاقاتي افتاد که باعث شد مساله وحدت ملي بيش از پيش مطرح شود. شما راه حل رسيدن به اين وحدت ملي را در چه مي دانيد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;من بعد از انتخابات به طور مکرر مصاحبه کرده ام و بارها گفته ام و باز هم مي گويم دو عامل براي پايان دادن به اختلافات حکم است؛ يکي قانون و ديگري رهبري. اگر کسي اين دو اصل را بپذيرد و به آن التزام پيدا کند ماجرا تمام مي شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;-در شرايط کنوني کشور آيا مي توان نشانه هايي از نزديک شدن به وحدت ملي را مشاهده کرد؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ما خيلي شرايط بحراني را احساس نمي کنيم که بخواهيم بگوييم نشانه هايي از وحدت وجود دارد يا خير ولي همين مقدار کمي که شرايط بحراني وجود دارد آرزو مي کنيم از بين برود و جامعه رنگ آرامش را به خود ببيند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;-يعني معتقد هستيد بعد از انتخابات...&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ببينيد از انتخابات حدود صد روز مي گذرد و مسائل حاشيه يي مربوط به انتخابات فروکش کرده است و جامعه به سمت طبيعي شدن پيش مي رود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;-چرا دولتي ها مايل نيستند دو جريان اصلي کشور به خاطر مسائل استراتژيک کشور هم که شده به هم نزديک شوند؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;من اين مساله را خيلي از جانب دولتي ها نمي دانم که آيا مي خواهند يا نمي خواهند. در جامعه يک تب و تابي وجود دارد که بايد به تدريج برطرف شود و حالت عادي پيدا کند. ما در رسانه ها چيزهايي مي بينيم ولي درخصوص دولتي ها چيزي را احساس نمي کنم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رسول منتجب نیا عضو اعتماد ملی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اولين شرط رسيدن به وحدت آتش بس کلي و مطلق است. يعني طرف هاي درگير بايد کاملاً خلع سلاح شوند و به جاي دشمني و خصومت بنا را بر صميميت بگذارند تا يک گام به سمت ايجاد وحدت پيش برويم. اما آنچه در حال حاضر مشاهده مي کنيم اين است که يک طرف درگير از تمام امکانات (امکانات مالي، امکانات تبليغاتي و...) بهره مند است و از تمام آن براي دفع رقيبش استفاده مي کند در حالي که طرف ديگر کاملاً خلع سلاح است و چون سلاح ندارد چيزي ندارد که بخواهد انجام بدهد. مهم آن طرفي است که تمام اختيارات را در دست دارد. آنها هم بايد خلع سلاح شوند نه آنکه تمام امکانات از آنها گرفته شود. منظور آن است که اعلام آتش بس کنند. يعني صدا و سيما و روزنامه هاي وابسته به دولت- که متاسفانه بدترين نقش را در جهت ايجاد تفرقه ايفا مي کنند- و نيروهاي امنيتي و فرهنگي در جهت ايجاد وحدت و صميميت تلاش بکنند....اما پس از برداشتن نخستين قدم بايد آنهايي که طي انتخابات بذر تفرقه را افشاندند و تهمت، افترا و حرمت شکني را آغاز کردند شناسايي شوند و بعد از آرام شدن کامل فضا به موارد مربوط به آنها رسيدگي شود.و همچنين آنهايي که کارهاي خلاف قانون انجام دادند (که نمي خواهم در اين نوشتار به آنها اشاره بکنم) به طور کلي کارهاي غيرقانوني و به تعبير مقام معظم رهبري جنايت هايي که صورت گرفته است عاملان جنايت بايد شناخته و تنبيه شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محمد کوثری نماینده اصولگرای مجلس:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نظر مي رسد ايده وحدت ملي در اين شرايط دچار اشکالي ريشه يي است زيرا مشخص نيست اين وحدت ملي بر چه اساسي طرح شده است. وحدت بخش همه گروه ها و احزاب در نظام جمهوري اسلامي، قانون است؛ قانون اساسي که به اشخاص و گروه هايي با آرمان ها و شيوه هاي متفاوت يگانگي مي بخشد بنابراين اگر کساني خلاف قانون عمل کنند نمي توانند در سايه وحدت ملي قرار بگيرند. مقام معظم رهبري در صحبت ها و تذکرات خود دائماً بر برخي مسائل از جمله لزوم تعهد به قانون و پرهيز از ايجاد تشنج در جامعه تاکيد کرده اند اما گوش شنوايي در آقايان وجود نداشته است. بايد آنها نخست برادري خودشان را به اثبات مي رساندند، اين تخلفات را انجام نمي دادند و بعد مي آمدند مساله وحدت ملي را مطرح مي کردند. طرح و ايده وحدت ملي پيش از آنکه شرايطي فراهم شود تا کساني که خلاف قانون عمل کرده اند نسبت به رفتار خود پاسخگو باشند، شأن نزولي ندارد. آنها که در مسائل اخير و پس از انتخابات رياست جمهوري با گفتار و رفتار خود موجب به وجود آمدن چنين مسائلي شده اند ناگزير بايد در محضر دادگاه محاکمه شوند و به قانون جوابگو باشند. آنها بايد بگويند چرا تخلف کرده اند و چرا انتخاباتي را که مي توانست يکي از حماسه هاي تاريخي کشور باشد با طرح مساله تقلب لوث کرده اند.....به نظر مي رسد گام نخست پيش از طرح هرگونه راه حلي براي برون رفت از وضعيت ايجادشده و حرکت به سوي وحدت از محاکمه متخلفان آغاز مي شود. آنها يا بايد محاکمه شوند يا خود با اعمال شان از آنچه انجام داده اند صريحاً ابراز ندامت و پشيماني کنند و بعد با رفتار سياسي شان نشان بدهند که به قانون و نظام پايبندند تا شايد بشود باور کرد آنها مي خواهند در قاطبه وحدت ملي قرار بگيرند. اما در شرايطي که تخلفات همچنان ادامه دارد صحبت از وحدت ملي غيرواقعي است. نمي خواهيم بگوييم آنها که اين طرح ها را مطرح کرده اند خداي ناکرده مي خواهند خلاف قانون عمل کنند اما با قاطعيت بايد گفت آنچه گفته اند و ايده هايي که دارند صحيح نيست. برخي از کساني هم که تاکيد دارند در صورت ادامه وضع فعلي و عدم اجماع نيروهاي سياسي مختلف ممکن است براي آينده نظام مشکلاتي پيش بيايد سخت در اشتباهند. شکي نيست که اگر در آينده متخلفان فارغ از جايگاه و سابقه شان در برابر قانون و محکمه بايستند نظام جمهوري اسلامي آسيبي نخواهد ديد زيرا اين مردمند که در تمام 30 سال گذشته نظام را برپا نگه داشته اند و حال اين خواسته قاطبه مردم است که مي خواهند به اعمال کساني که خلاف قانون عمل کرده اند، رسيدگي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 14:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=207</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-207.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کلهر</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-206.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;هر دم ازاین باغ بری میرسد! این جمله درباره مشاوران و اطرافیان رییس دولت بعد از نهم جدا صادقه! هر کدام از آقایون که هر از گاهی حرفی میزنن نصف مملکت میریزه به هم و همه شروع به موضوع گیری و تکذیب و تکفیر و غیره . بعد از شاهکارهای رحیم مشایی حالا رقیب بزرگی به نام کلهر پیدا شده که داره یکه تازی میکنه. سخنان جدید این بزرگمرد همه دست اندر کاران جنگ رو به تکاپو انداخته، این هفته دو مطلب درباره این مشاور تو روزنامه اعتماد خوندم که خیلی حال کردم، این دو مطلب رو با تیترهای &lt;A href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-07-16/166.htm&quot; target=_blank&gt;دن کیشوت&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-07-15/166.htm&quot; target=_blank&gt;به خاطر یک مشت دروغ&lt;/A&gt; بخونین.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 08:04:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=206</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-206.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز قدس</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این اتفاق جالب رو که با چشمای خودم تو روز قدس دیدم میخواستم همون روز بنویسم، ولی به لطف سرعت بالای بلاگفا بی خیال شدم و یادم رفت. دیدم حیفه ننویسمش، حتی با تاخیر. ظهر روز قدس وقتی که با لطف دوستان یگان ویژه از میدون ولیعصر به سمت شمال راهنمایی(!) شدیم و همه از کوچه اول به سمت میدون ولی عصر بر گشتیم دیدیم سر کوچه هم شلوغه. همه مردم کتک خورده تا دیدین یه جایی شلوغه و خبری هم از یگان ویژه و لباس شخصی نیست رفتن که به داد جوونی برسن که داشت شدیدا از یه آقای میانسال ریشو کتک می خورد و رو زمین غلت میزد. اما تا رفتیم جلو و مرد رو گرفتیم پسر سبز پوش از خاک پا شد و مرد رو بغل کرد و داد زد: نزنینش، بابامه، مردم کنار کشیدن و مرد کماکان داشت پسرش رو که محافظش هم بود میزد! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 11:23:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخیش...</title>
<link>http://sobhgah.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>مصاحبه &lt;A href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-07-05/175.htm&quot; target=_blank&gt;محمد رضا خاتمی با روزنامه اعتماد&lt;/A&gt; که ۵ مرداد چاپ شد همین کلمه رو به ذهن من آورد: آخیش...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یه بخشهایی از این مصاحبه رو اینجا میذارم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;...-شعارهايي که در روز قدس مطرح شد برخي از اصولگرايان را عصباني کرد. براي مثال آقاي توکلي بود که در نامه يي به آقايان خاتمي و موسوي برخي موارد را مطرح کرد و حتي برخي شعارها را در راستاي استراتژي تازه ارزيابي کرد. از آن طرف توکلي در نامه اش به يک نکته اشاره مي کند که شلوغ بازي شما اجازه نمي دهد ما از دولت انتقاد کنيم و رويه انتقادي را ادامه دهيم. واقعاً اين طور است؟&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ببينيد همه ساختار حقيقي قدرت را مي شناسيم که روابط درون اين ساختار چگونه است و امثال آقاي توکلي چقدر قدرت مانور دارند. من معتقدم قدرت مانور اينها دست خودشان نيست و ديگران برايشان تعيين مي کنند که شما مي توانيد در اين محدوده جنب وجوش داشته باشيد و اگر پايتان را خارج از اين محدوده بگذاريد پايتان را قطع مي کنيم. اين امر براي هر کسي که در جامعه ايران کمي با الفباي سياسي آشنا باشد کاملاً مشخص است. اين گونه نيست که اگر مثلاً اصلاح طلبان سکوت کنند آقايان ميدان عمل پيدا مي کنند. اصلاً اين از منطق اسلامي هم پذيرفته نيست. وقتي مي بينيد جنايتي به اسم اسلام انجام مي شود چه کار داريد که ديگري سکوت مي کند يا خير. تو وظيفه خودت را انجام بده. اين عذر بدتر از گناه است که چون شما سکوت نمي کنيد ما مجبوريم در مقابل جنايت سکوت کنيم. نه، اين پذيرفته نيست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مگر در طول چهار سال گذشته که اصلاح طلبان يک امکانات خيلي محدودي داشتند و سر و صداي چنداني نکردند آقايان که در مجلس هفتم و هشتم بودند، شق القمر کردند. چه شق القمري کردند؟ مطيع محض بودند. دولت هر کار خواست کرد. آقايان هم گاهي اوقات يک ناله کوچکي کردند. اين ادعا، ادعاي قابل قبولي نيست. اما در مورد اينکه درباره روز قدس اظهارنظر کردند بله، روز قدس براي آقايان خيلي بايد دردناک باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;- چرا؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براي اينکه مي بينند برخورد عملاً فايده نداشت و ديگر دست شان خالي است. اگر قبلاً با رهبران اصلاحات برخورد مي کردند حالا بايد با مردم عادي برخورد کنند. حالا هيچ بهانه يي ندارند چرا که اين خود مردم بودند که به خيابان ها آمدند و سازماندهي کردند چرا که ديگر نه مشارکت بود، نه آقاي خاتمي، نه موسوي و نه اصلاح طلبان. هيچ کس نبود و خود آنها هم اين را مي دانند. به خاطر اينکه آنقدر فشار و محدوديت ايجاد کردند که حتي اگر اصلاح طلبان بتوانند کاري انجام دهند الان صلاح نمي بينند که وارد ميدان شوند. در حقيقت اين حرکت خودجوش و مردمي بود. اين ضربه خوبي براي آقايان بود که گمان مي کردند با چند تا آدم به نام اصلاح طلب روبه رو هستند ولي حالا خود را با توده هاي مردم روبه رو مي بينند و اين براي آنها دردناک است. اما در مورد شعارهايي هم که مي گويند اين شعارها شعارهايي بودند که آقايان موسوي و خاتمي موضع خود را اعلام کرده و گفته بودند اين شعارها شعارهاي خوبي نيست. اما از اينجا به بعد خطاب من با آقايان است، اينکه تلاش مي کنيد برخي افراد را از ميدان به در کنيد بايد بدانيد اين جنبش بدون سر نخواهد ماند. شما با بيان آشکار چه مي گوييد؟ مي گوييد مردم شما به طرف کساني برويد که با انقلاب ميانه خوبي ندارند؟،&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از طرف ديگر کساني را که مي توانند اين حرکت هاي مردمي را در روندي معقول و در چارچوب قانون هدايت و رهبري کنند از ميدان به در مي کنيد. شما فکر مي کنيد که مردم اين گونه در ميدان مي مانند. خب معلوم است که بيرون نمي روند و در جاي ديگر اردو مي زنند. شايد بعضي از آنها به طور نابخردانه يي بخواهند اين اتفاق بيفتد و بتوانند با مردم برخورد کنند. اما من معتقدم مردم ما هوشياري کافي دارند و خيلي زود متوجه مي شوند که بعضي از شعارها ممکن است براي برخورد مردم بهانه به دست آقايان بدهد. خودشان را از اين شعارها کنار مي کشند. به تحليل بنده حرکت مردم، يک حرکت خودجوش داخلي و درون زاد است و نه تنها ارتباطي با آن سوي مرزها ندارد بلکه برعکس بيرون از کشور را هم تحت تاثير قرار داده است. مي بينيم حرکت مردم در ايران سلطنت طلبان را هم خلع سلاح کرده است، منافقين را هم خلع سلاح مي کند و آنها هم مجبورند براي اينکه محو نشوند پشت سر ملت قرار بگيرند. امروز رهبري اين حرکت توسط خود مردم در درون ايران انجام مي شود. طبعاً ممکن است يکسري حرکت هاي تندروانه يا کندروانه داشته باشند اما ترديد ندارم همه مسائل در چارچوب منافع ملي تنظيم مي شود. خود مردم اين درايت، آگاهي و هوشياري را دارند که نگذارند اولاً کسي بر اين حرکت آنها سوار شود که بخواهد ادعاي رهبري حرکت آنها را داشته باشد، ثانياً با اصلاح بعضي از اشتباهاتي که ممکن است به وجود آمده باشد جلوي سوءاستفاده بعضي از آقايان و بهانه دادن براي برخورد را بگيرند. من مطمئن هستم در هر فرصتي که براي اين ملت به وجود بيايد اين بالندگي و پويندگي خود را نشان خواهد داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;- آقاي باهنر گفت اگر توصيه ارشادي مقام معظم رهبري نبود حدود هفت، هشت وزير راي نمي آوردند، اخيراً هم اظهار کرده ما ديگر نمي خواهيم از بحث عدم کفايت سياسي اينها استفاده کنيم اما به عنوان يک راه حل روي ميز نمايندگان قرار دارد. ممکن است به اينجا برسد؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;واقعيتش اين است که به قول آقاي ابراهيم رها «دولت بعد از نهم» براي ما محلي از اعراب ندارد. خيلي براي ما اهميت ندارد که مجلس با اين دولت تا بکند، تا نکند، مي خواهد به وزيرش راي بدهد يا نه. به عنوان يک ايراني سخت نگران هستيم که دولتي که سر کار آمده است سرمايه ها را از بين مي برد. اما يک نکته مهمي در اين ميان است و آن نکته اين است که عقلاي جناح راست دقيقاً اين احساس را دارند که اين دولت جديد يک وزنه سنگيني به پاي آنها شده است که آنها را نيز همراه خود به قعر اقيانوس فروخواهد برد. بنابراين اين طور مي توان تفسير کرد که دارند تقلا مي کنند که اين وزنه را از خود جدا کنند. من اين را بيشتر نجات خودشان مي بينم تا نجات کشور و انقلاب. البته بد هم نيست، اشکالي هم ندارد. اگر بتوانند در حد امکان و توان خود امور را اصلاح کنند قاعدتاً به نفع ملت هم خواهد بود. به نظر من اين حرف ها بيشتر براي اين است که خود را نزد افکار عمومي توجيه کنند....&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 22:48:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sobhgah&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>sobhgah</dc:creator>
<guid>http://sobhgah.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
