تو همه جای دنیا وقتی خبری از یه رسوایی به بیرون درز می کنه و روزنامه ها و خبرگزاریها بهش میپردازن ،بلافاصله سیستم قضایی و امنیتی شروع به بررسی قضیه و صحت و سقمش می کنن و طبعا مهمترین دلایلی که دنبالش می گردن شاهدان عینی هستن. حالا این رسوایی می تونه مربوط به سیاستمداران باشه یا هر اتفاق اقتصادی مثل اختلاس و یا رسوایی مشاهیری مثل ورزشکاران. طبعا بدون فوت وقت هم دادگاههایی برگزار میشه و خاطیان دیگه نمی تونن به وضعیت قبلیشون برگردن، نه تنها اجازه شو ندارن بلکه اصلا افکار عمومی اجازه این کار رو بهشون نمیده. مثلا همین چند سال پیش بود که افشای یه مکالمه تلفنی رسوایی بزرگی رو تو فوتبال ایتالیا به راه انداخت و باعث شد آدمای قدرتمندی مثل خاندان موجی از فوتبال ایتالیا کنار برن. کل مکالمه این بود که یووه علاقه مند بود داور بازی مرد مورد نظرش باشه. اما تو ایران قضیه برعکسه:
حتی وقتی یه نفر شروع به اعتراف میکنه و از اشتباهات خودش میگه و طبعا این وسط پای یه عده دیگه هم وسط میاد ،اولین اتفاقی که میافته اینه که محاکم قضایی برای اعتراف کننده حکم صادر می کنند اعلام میشه فلانی بدون ارائه مدارک تهمت زده و تشویش افکار و ...!
چند سال پیش وقتی امیر فرشاد ابراهیمی در برابر رهامی و شیرین عبادی اعترافاتی درباره اقدامات انصار حزب الله کرد، تنها اتفاقی که افتاد این بود که خودش و هر دو نفر مصاحبه کننده (!) محکوم و محروم شدند. بدون اینکه اصلا درباره خود صحبتها تحقیقی بشه! همین سال پیش هم آقایی به نام عباس پالیزدار نتایج تحقیقات مجلس رو از یه سری به اصطلاح آقازاده منتشر کرد و میدونیم که تا حالا هم داره چوبشو می خوره و انگار نه انگار که این آقا نتایج یه تحقیقات با سند و مدرک رو منتشر کرده.
اگه به این دلیل که اینها پرونده هایی سیاسی اند و تو مملکت ما هم که شفافیت تو مسایل سیاسی غیر ممکنه ، میشه دلایل این نوع برخورد رو فهمید، اما من دلیل این شکل برخوردها رو تو مسائل ورزشی نمی فهمم. حتما شنیدین که اخیرا جواد زرینچه مسائلی رو افشا کرد به این شکل که شروع مربیگری امیر قلعه نوعی تو استقلال با تبانی برای شکست استقلال تهران به استقلال اهواز ( تیم وقت قلعه نوعی) بوده و قلعه نوعی با این برد از سقوط نجات پیدا کرد و شد سرمربی استقلال تهران و قول کمک مربی بودن رو هم به همین زرینچه داده بود و به بازیکنان استقلال تهران هم گفته شد که اگه می خواین سال دیگه هم تو استقلال بازی کنین این بازی رو جدی نگیرین، و این ماجرا شروعی بود برای بلند پروازیهای ژنرال(!) که به سرمربیگری تیم ملی هم منجر شد و...
اولین برخورد مسئولین و کمیته انضباطی این بود که اعلام شد اگه آقایان مدارکی برای اثبات حرفشون نیارن شدیدا محکوم میشن و ...
سوال مهم اینه که برای مسئولین فوتبال احتمال وقوع چنین اتفاقی فاجعه بزرگتریه یا احتمال دروغگو بودن زرینچه که بلا فاصله موضوع دوم با تهدید آقایون مواجه میشه؟ آیا سوابق امیر قلعه نوعی و دار و دسته اش این سوابق رو نشون نمیده؟ آیا کم شنیدیم از همین اهالی فوتبال ایران که عرصه فوتبال ایران چه پشت پرده ها داره؟ وقتی یه مربی و دو بازیکن از یه تیم( نوازی و اکبرپور) این اتفاق رو تایید میکنن کمیته انضباطی و سازمان لیگ منتظر چه مدارکی هستن؟ مثلا میخواین یه قرارداد مکتوب از این تبانی برای کمیته آورده بشه؟
مسئله اینجاست همیشه ارجحیت مسئولین ایرانی اینه که چنین مسائلی افشا نشه تا اینکه وجود نداشته باشه! پس آیا مردم ما حق ندارن که مثلا بعد از هر تساوی دربی بگن گاو بندیه؟ یا بعد از باخت تیم ملی بگن سیاست پشت پرده است؟!!
مطمئن باشین به زودی آقایان افشا کننده از کرده شون پشیمون میشن و میگن قضیه به اون شکل که تو رسانه ها گفته شد هم نبوده و ...!



