تبليغاتX
صبحگاه

صبحگاه

دیروز فیلم پارک وی فریدون جیرانی رو دیدم( مجاز خریده بودما، نه کپی!). جدا جیرانی چه جوری تونسته فیلم به این بی ربطی بسازه! به نظر من این آقا کلا یه فیلم قرمز ساخته و تا آخر عمرش هم داره کپی فیلم خودش رو میسازه و البته چقدر هم ناشیانه. اما موضوع مهمتر عکس العمل کسانی بود که من فیلم رو باهاشون دیدم. فیلم ضعیف بود درست، پر از صحنه های خشن و به قول معروف ناهنجاریهای اجتماعی. اما..

فکر می کنین عکس العمل ها چی بود؟ دوستان می گفتن این کار گردان دیگه نباید اجازه فیلم ساختن داشته باشه!!! یه نفر هم قاطعانه می گفت این آدم اصلا خطرناکه برای جامعه، باید تحت کنترل باشه. یا اصلا باید بره زندان!!!

میدونین مشکل کجاست؟ من فکر میکنم همه این نظرات ناشی از نهادینه شدن سانسور تو کشور ماست. من بارها و بارها دیدم که آدمای اطرافمون عادت کردن که خودشون رو سانسور کنن. بارها دیدم فیلمی که آقایون میبینن، خانمها هم میبینن و همه درباره اش صحبت می کنن اما با همدیگه نمیبینن، یا وقتی یه فیلمی صحنه ای داره با اینکه همه جمع آدمای بالای ۳۰ ساله و متاهل، قطع میکنن، یا یه اس ام اس رو خانمها به همدیگه و آقایون به همدیگه می کن و همه با هم میخندن. این صحنه ها برای ما عادیه، ولی واقعا مضحکه. اینقدر تو مملکت ما سانسور عادی شده که ما خودمون رو سانسور میکنیم. حالا نکته جالب اینجاست که دایره این مسائل از مسائل سکسی و یا سیاسی خیلی گسترده تر شده. به جایی رسیده که مردم ما اعتقاد دارن فقط باید فیلمهایی ساخته بشه که پند و اندرز مثبت بده و پیام  اخلاقی برای خانواده داشته باشه! با دیدن یه صحنه خشن و یا یه رابطه دختر و پسر بلافاصله میگن اگه یه نوجوون این صحنه رو ببینه چه اتفاقی براش میافته! 

به نظر من این تاثیر خیلی بدیه که سانسور تو جامعه ما گذاشته و حتی در صورت تغییر شکل فکر حکومت هم سالها طول میکشه که از ذهن جامعه بره.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 23:8  توسط سهراب  | 

متعجب از ترافیک بیش از حد خیابونا بودم و به راننده تاکسی گفتم امروز چه خبره که اینقدر همه جا قفله؟ راننده با لبخند گفت: جوونای ما یه روز انقلاب می کنن، یه روز میرن جنگ، یه روز میتینگ میذارن و یه روزم درگیر روز عشق و والنتاین و ...! من گیج هم تازه یادم اومد که والنتاینه!!

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 23:12  توسط سهراب  | 

 

من پرسپولیسی به وفور در مذمت امیر قلعه نوعی نوشتم، از منش و رفتار و کردار و ادبیات و حتی سبک بازی تیم ملی در زمان امیر خان. ژنرال نماد یه فرهنگیه که باعث عقب موندگیهای زیادی تو فرهنگ فوتبال ایران شدن. همه این حرفها درسته، اما انصافا اصلا دلم نمیاد بعد از دیدن چند بازی اخیر استقلال چیزی درباره استقلال و اردشیر خان ننویسم.

بعد از بازیهای تیم ملی تو جام ملتهای آسیای ۲۰۰۷ که تیم ملی با امیر خان حذف شد تو برنامه ای با مجری گری  عادل فردوسی پور، امیر حاج رضایی و بیژن ذوالفقار نسب بازیهای تیم ملی رو در حضور مربی برکنار شده تیم نقد و بررسی کردن. از همه انتقادهای درست و به حق هر دو بزرگوار که بگذریم یه جمله ای از دکتر ذوالفقار نسب تو ذهن من مونده، اینکه خطاب به امیر قلعه نوعی گفت: "آقای قلعه نوعی به نظر من فوتبال ما شما رو زود از دست داد. هم برای شما و هم برای فوتبال ما زود بود که شما مربی تیم ملی بشین."

زمان ثابت کرد که نگاه دکتر کاملا درست بوده. امیر قلعه نوعی امروز داره کم کم نشونه هایی از تغییر رو نشون میده. نمی خوام بگم که قراره قلعه نوعی بشه مثل قطبی! اما انصافا تماشای بازیهای امسال استقلال برای من خیلی جذابتر از پرسپولیسیه که مثلا طرفدارشم. یه تیم با نشاط و سرحال که همه با جون و دل برای تیم زحمت می کشن، وقتی می خوان به دروازه حریف فشار بیارن آدم رو یاد بارسلونا میندازن!! من جدا به این تیم احترام میذارم  و امیدوارم ذره ای از این تغییر رو بتونیم تو علی دایی هم ببینیم!

( البته امیدوارم تو دربی یهو استقلال افت کنه!!)

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 15:47  توسط سهراب  | 

درمان ترافیک تهران چیه؟ من فکر می کنم که حل این نوع مسائل شهری نیاز به یک مهندسی مشخص و تعریف شده و علمی داره و نمیشه همینجوری با افزایش تعداد پلیس راهنمایی و رانندگی ترافیک رو حل کرد. ولی مسئولین امر مثل من فکر نمی کنن! الان ۳ ماهه که تو خیابون شریعتی هر ۵ متر یه پلیس ویژه واستاده و هر راننده ای که برای یه لحظه هم توقف می کنه میگن راه بیافته. فکر می کنین چه اتفاقی افتاده؟ خیلی ساده است، یه روز عصر بیاین و خودتون ببینین!

حالا پیرو این نتیجه بی نظیر ، حضرات نسخه مشابهی برای خیابون دولت پیچیدن. نکته اش اینجاست که خیابون دولت تا حالا فقط پشت چراغ قرمزهاش ترافیک داشته،نه برای پارک ماشینها. حالا حتی اجازه نمیدن یه لحظه برای خرید جلو مغازه هایی که عقب نشینی دارن هم پارک کنی. من به شکایتهای کسبه کار ندارم، فقط جالبه که این تصمیم نتیجه اش این شده: پارک کردن تو کوچه ها و خیابونای تنگ ولی دوطرفه دولت، قفل شدن این خیابونا برای رفت و آمد، کشیده شدن این ترافیک به خود خیابون دولت، سوت زدن مکرر آقایون پلیس و ...

من باز هم یاد سریال شلیک نهایی شاهکار! شاه محمدی میافتم که پلیسهای محترم سریال چقدر منطقی و مدبرانه برای حل مشکل راه حل پیدا می کردن!!! 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 19:7  توسط سهراب  | 

تو یه هفته دو تا رسانه ورزشی تو ایران واسپانیا از تصمیمات دو مدیر انتقاد کردن. نتیجه این دو انتقاد این شد:

روزنامه مارکا اسپانیا گیر داد به انتخابات ریاست باشگاه رئال مادرید و اعلام کرد رامون کالدرون تو این انتخابات تقلب کرده. همه میدونیم که رئال به نفوذ تو دولت اسپانیا معروفه و میگن تیم حکومتیه. بعد از تکذیب کالدرون، مارکا با چاپ عکس افراد حاضر تو انتخابات ادعا کرد ۱۰ نفر از رای دهندگان اصلا عضو باشگاه رئال نیستند. نتیجه اش این شد که کالدرون استعفا داد و کنار رفت.

برنامه نود از تلویزیون دولتی ایران برکناری مدیر عامل پرسپولیس رو به رای مردم گذاشت، بدون این که خود برنامه هم نظر خاصی بده. نتیجه اش بایکوت برنامه و نهایتا سکوت و کنار کشیدن برنامه بود.

حالا خوبه این قضیه فوتباله، تو سیاست و اقتصاد و ... که بی خیال!

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 15:10  توسط سهراب  | 

زرشک! میخواین خوشحال باشین؟ میخواین احساس قدرت کنین؟ میخواین رای بدین؟ میخواین با رای بالا مخالفت کنین؟ میخواین درباره فوتبال دموکراسی بازی در بیارین؟ زرشک! این جا ایران است، سیمای جمهوری اسلامی ایران! 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 1:7  توسط سهراب  |