تبليغاتX
صبحگاه

صبحگاه

به نقل از روزنامه اعتماد:

«حسن فيروزآبادي» به فعاليت نفوذي هاي امريکا و انگليس در دولت و مجلس هشدار داد.رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح در جمع مسوولان اين ستاد، علت هشدارش را احتمال در پيش گرفتن «خط سازش با انگليس و امريکا» و وجود کساني دانست که «پاي اين پيام بردن و آوردن دايره مي زنند و خوشحال هستند».فيروزآبادي ديروز به جز هشدار، تحليلي هم ارائه داد. وي مفهوم جديدي از اصلاح طلبي ارائه کرد. رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح در واکنش به اينکه بوش اخيراً اعلام کرده است از اصلاح طلبان در خاورميانه حمايت مي کند، گفت؛ «يعني همان اصلاح طلبان مي خواهند بيايند داخل انقلاب اسلامي اصلاح بکنند. اينکه وضعيت ولايت فقيه است که خداي متعال به او اجازه داده و گفته «يا ايها الذين آمنو...» مسلمان ها را ارجاع داده به ولايت فقيه، اصلاح طلبي دست ولايت فقيه است. اصلاح طلبان ياران ولايت فقيه اند، اصلاً فقيه يعني اصلاح طلب، يعني کسي که به ازاي مسائل روز و حوادث نو که به وجود مي آيد، حکم اسلام را براي مردم بيان مي کند. اصلاحات هم از زبان فقها بيرون مي آيد و اصلاً اينکه گفته مي شود ولايت فقيه يک حکم مترقي و يک نظريه مترقي حکومتي است که توسط امام به اجرا درآمده است، خود اين از زبان امام زمان گرفته شده است.امام زمان فرموده در رويدادهاي تازه به راويان حديث ما رجوع کنيد و بعد ويژگي هاي او را فرمودند که او بايد چه کسي باشد؟ که بر نفسش مسلط باشد. اصلاح طلبي پيروي از ولايت فقيه است، اصلاح طلبي نگاه به زبان مراجع است، اصلاح طلبي نگاه به انگشت اشاره ولايت فقيه است که راه هاي نو را نشان مي دهد، چشم انداز 20ساله را مشخص مي کند. در مورد علم، چشم انداز پنجاه ساله را مشخص مي کنند، مي گذارد جلوي ما، آيا سياست هاي کلي که رهبري به طور مرتب ابلاغ مي فرمايند اينها اصلاح طلبي نيست؟ اينکه اصل 44 قانون اساسي را رهبري اجازه فرمودند و قانوني تدوين شده امروز دارد مسير اقتصاد نو کشور را بيان مي کند، اين اصلاح طلبي است.فيروزآبادي درخصوص اقدامات اصلاحي در دولت نهم نيز اظهار داشت؛ اين دولت، اصلاح طلب است، اتفاقاً اشکالي که به دولت احمدي نژاد مي گيرند اين است که چرا راه 20 ساله گذشته را ادامه ندادي؟ احمدي نژاد حرف هاي نو آورد و گفت؛ اقتصاد بايد زندگي محرومان را تامين کند. بايد خسارت زيان ديد گان را پرداخت کرد.

در کشورهای دموکراتیک دنیا همواره تلاش می شود ارتش از ورود به منازعات سیاسی بپرهیزد و تنها مسوول حفاظت از تمامیت ارضی کشور باشد. ورود ارتش به مقوله اختلافات سیاسی باعث فساد و پایین آمدن کارایی آن خواهد شد. در جمهوری اسلامی از ابتدا به دلیل ترس از کودتای ارتش شاهنشاهی ، تشکیل نیروهای موازی مسلح در دستور کار قرار گرفت و با شرح وظایف متنوع سپاه و بسیج و ژاندارمری و کمیته و ... تشکیل شد. با گذشت سالها روز به روز بر افزایش توان مالی و معنوی سپاه افزوده و از ارتش کاسته شد. کسانی که چون من حتی دوران سربازی خود را در ارتش گذرانده باشند تفاوت مشهود ارتش و سپاه را در امکانات دیده اند. نکته اما اینجاست که این همه هم در راه تضعیف ارتش کافی نبوده و دیده می شود  روسایی بر ارتش ریاست می کنند که ثنا گویان شنونده را به یاد سخن گوی دولت می اندازند! خواندن مطالب بالا برای من عجیب بود، چرا که گمان نمی کردم برای فرماندهان ارتش گفتن چنین مطالبی اینقدر راحت و علنی باشد! 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 18:21  توسط سهراب  | 

امروز بخشهایی از سایت موج سوم ( دعوت از خاتمی ) رو دیدم، قسمتی که شعری طنز گونه از وضعیت خاتمی و جامعه خوانده شد خیلی بهم چسبید. راستش من هنوز نمی دونم که "خاتمی باید بیاید یا نیاید؟" هنوز هم تصمیم نگرفتم که اگر بیاد بهش رای میدم یا نه! دلایل دوطرف رو هم کاملا از برم که خاتمی متفاوت بیاید و خاتمی تدارکاتچی است و اگر خاتمی نیاید پس کی بیاید و ...!

اما اینو کاملا مطمئنم  که اگه هم خاتمی بخواهد بیاید ، چه برای دعوت از او و چه برای حمایتش  مبالغه های احساسی و فضاسازی هایی مثل : آن مرد در باران آمد و بوی گل نرگس و ... دیگه هیچ احساس مثبتی تو من بوجود نمی آره. هر چی تو سال ۷۶ از  این فضاها درست کردیم دیگه کافیه. خاتمی به عنوان یه رییس جمهور برای نجات مملکت از وضع اسفبار کنونی بیاید، اما برای اومدنش دلیل بیارن و بزارن امثال بنده فکر کنیم و بال دلیل و برهان به این نتیجه برسیم که بهش رای بدیم یا نه و اونوقته که دو روزه از همه مملکت بابت رایمون طلبکار نمی شیم که چرا با اینکه ما رای دادیم هیچ چیزی عوض نشده! اگه بشناسیم که داریم به کی و برای چی رای میدیم اونوقته که تبعاتشم پای خودمونه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 14:50  توسط سهراب  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 16:48  توسط سهراب 

ظهر یه روز جمعه وسط ماه رمضون امسال رفته بودم فروشگاه شهروند بیهقی برای خرید هفته! می دونید که جمعه ظهر چه خبره تو فروشگاه شهروند، شلوغ و پر سر و صدا و با صفهای خیلی طولانی در مقابل صندوقها. من بعد از زخم معده سال گذشته دیگه امسال روزه نگرفتم و در حالی که تو صف بودیم ( بیش از یک ساعت!) یه سانویچ آماده رو به عنوان نهار خوردم. در حال صحبت بودیم که شنیدیم از جلوی صف سر و صدا و داد و فریاد میاد. یه آقایی که چند ساعت تو صف ایستاده بود داشت بلند به یه خانم مسنی که راحت اومده بود جلوی صف و طلبکارانه میگفت من مریضم و نمی تونم وایسم پس باید بیام اول صف اعتراض میکرد. دعوا حسابی بالا گرفته بود  و هر کسی یه چیزی می گفت، مرد بیچاره به همه افراد داخل صف می گفت که چرا اعتراض نمی کنین و این چه رفتاریه و ...!

من هم که سرم درد می کنه واسه این اتفاقات رفتم دخالت کردم و گفتم : اگه این خانم پاش درد می کنه چه جوری تونسته اسن سبد پر از وسایل رو جمع کنه! جمع آوری اینا حداقل ۲ ساعت زمان میبره و این نشون میده که ایشون همراه داره. دوما اگه پاش درد می کنه بره بشینه تا نوبتش بشه ، یا اصلا بره مدیریت فروشگاه، نه اینکه طلبکارانه بیاد اول صف! الغرض وسط این همه آدم یه زن و شوهرجوون بودن که آقاهه با انرژی تمام از پیرزنه دفاع می کرد و می گفت حق با اونه. به هر حال پیرزنه رفت و بعد از عبور از صندوق پسرش و عروسش و نوه هاش با لبخند اومدن به سمتش و سریع از سالن خارج شدن. من که از پررویی این جماعت حسابی کفری شده بودم برگشتم به سمت اون مرد جوون تا بهش واقعیت رو نشون بدم. این متن مکالمه ماست. بخونین:

- دیدی آقا، اون خانم همراه داشت. اونهم ۴ نفر.

- خوب که چی؟

- میگم دیدی حق با اون آقا بود. دلیلی نداره خارج از صف کسی بیاد و کارش رو انجام بده.

- خوب اصلا این موضوع به تو چه ربطی داره؟!

- یعنی چی؟ خوب من هم تو صفم دیگه.

- باشی، فکر کردی اینجا اروپاست!

- چون اروپا نیست پس باید صف رو به هم بزنیم!

- تو اگه خیلی قانون حالیته خودت کار غیر قانونی نمی کردی .

- کار غیر قانونی؟! منظورت چیه؟

- برو مردک، نزار حالتو بگیرم. تو نبودی داشتی پررو پررو روزه خواری می کردی.

- چه ربطی داره؟ کجای قانون نوشته روزه خواری غیر قانونیه؟

- اگه جرئت داری وایسا بیرون تا ببرمت جایی که حالیت کنن قانونیه یا غیر قانونی.

- آقا تو اگه جنبه دو کلمه حرف زدن نداری و بلد نیستی صحبت کنی اصلا چرا اظهار نظر می کنی؟

- اگه مردی این زبون درازیها رو بزار تا بریم وزرا حالیت کنم.

...

و این بحث کمی ادامه داشت تا جاییکه من مبهوت از اقدامات غیر قانونی و زشت خودم، بعد از حساب کردن خریدهام از دست قانون سریعا فرار کردم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 14:28  توسط سهراب  | 

افشین قطبی باز هم از فوتبال ایران رفت! این بار احتمالا برای همیشه. میشه دو جور با این قضیه برخورد کرد: یکی اینکه بشینیم مرثیه بخونیم و بگیم ما باز هم لیاقت یه آدمک حسابی دیگه رو نداشتیم و این مملکت لیاقت امپراطور رو نداشت و ... و هم میشه گفت قطبی عوض شد و دیگه اون آدم دوست داشتنی نبود و حتی دلالی می کرد و ...

به هر حال دیگه خیلی هم فرقی نمی کنه که چه جوری فکر کنیم . چیزی که الان مهمه اینه که امثال منی که به خاطر امثال دنیزلی و قطبی با فوتبال ایران و پرسپولیس آشتی کرده بودند باید تصمیم بگیرن که بازهم حال دارن با فوتبال ایرانی با مدیریت داریوش خان مصطفوی و مربیان ایرانی ( هرچقدر هم دوست داشتنی مثل افشین پیروانی) کنار بیان و دنبالش کنن یا باید مثل سالهای سلطنت سلطان فقط از طریق برنامه نود نتایج رو بشنون!!... و یا شاید هم دعا کنن کسانی مثل بوناچیچ و یا سایر مربیان خارجی یهو سر و کله شون تو پرسپولیس پیدا شه!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 12:35  توسط سهراب  |