تبليغاتX
صبحگاه

صبحگاه

هنوز قبول نکردم. هنوز دارم با خودم کلنجار میرم. دلایلی که روزنامه ها میارن هنوز منو قانع نکرده، هرچند می دونم خیلیاش منطقیه! دارم درباره حاشیه های جدید پرسپولیس و قطبی حرف میزنم.

به طور کلی مربیان دنیا ۲ دسته اند. یه دسته که بیشتر دنبال دلالی اند و دسته دیگه بیشتر دنبال پیشرفت تو عرصه علمی فوتبال. شاید هر دو دسته تا حدودی درآمد خوبی داشته باشن اما این دیگه انتخاب خود شخصه که فقط پول براش مهم باشه یا خود فوتبال. خیلی از بازیکنان بزرگ فوتبال دنیا وقتی وارد عرصه مربیگری میشن از اسم بزرگشون استفاده می کنن و اکثرا با تیمهایی که مدیرانشون برای فرار به جلو می خوان از اسم بزرگ این مربیان استفاده ( بخونین سوئ استفاده ) قرارداد میبندن. از مشهورترین مربیان این عرصه که اتفاقا هردوشون هم به ایران اومدن و حسابی هم به جیب زدن میشه به پیر لیت بارسکی و آری هان اشاره کرد. گاها خیلی از مربیان خوب دنیا هم هستن که با وجود نتایج خوبی که میگیرن همیشه این اتهام بهشون زده میشه که از اعتماد مدیران سوئ استفاده میکنن و با خرید چند بازیکن ضعیف از  طریق دلالها ( که شاید خیلی هم کم بازی کنن ) پول خوبی به جیب میزنن. معروفترین فرد این دسته هم سام آلاردایس مربی سابق بولتون و نیوکاسله که حتما میدونین یکی از موارد اتهامش هم یه آندانیک تیموریان خودمون بر میگرده! در مقابل این دسته کسانی هستن مثل سر الکس فرگوسن و آرسن ونگر که همه میدونن وقتی یه بازیکن ۱۷ ساله رو از یه باشگاه معمولی هم میخرن ، باید صبر کرد و ارزش واقعی این بازیکن رو چند وقت بعد دید! 

اما افشین قطبی جزو کدوم دسته است. قطبی همون کسیه که سالها با پیم فربیک و دیک ادووکات و گاس هیدینک کار کرده و این بزرگان هم کارشم تایید کردن و همین مربی بود که پرسپولیس رو بعد از چند سال قهرمان لیگ کرد، اونهم با اون ادبیات و شخصیت دوست داشتنی که کل لیگ مارو تحت تاثیر قرار داد. از طرف دیگه یه مروری به بازیکنایی که مستقیما خود قطبی اصرار به خریدشون داشته هم یه تصویر دیگه به ما میده ( اینها همه بازیکنان محبوب قطبی اند، نه بیشتر و نه کمتر) :

آماندا( ۱ بازی در نیم فصل)، ماته ( ۳-۴ بازی مفید در نیم فصل)، مارکو ( بدون مدرک مربی گری ) و در نهایت پائولو روبرتو در کارمو.

من فکر می کنم قطبی هم مرد خوبیه و هم مربی خوبی . اما احتمالا فوتبال مملکت ما و مدیرانش رو خیلی در پیت دیده ( که هستن ) و فکر کرده تو این فوتبال اینقدرها هم مهم نیست که همه بازیکنانی که می خری فوتبال بلد باشن! اما مطلب مهمی هست که قطبی اصلا بهش توجهی نکرده بود و اونهم این مطلبه که ما با همه ضعفهایی که تو عرصه های مدیریتی و رسانه ای و تاکتیکی و ... داریم ، یه موجودی داریم که نباید دسته کم گرفتش، اون موجود هم کسی نیست جز عادل خان فردوسی پور!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 12:10  توسط سهراب  | 

امروز صبح تصمیم گرفتم برم دفتر شهروند امروز برای اینکه از ماجراهای توقیف و شماره های آینده و ... کسب اطلاع کنم. ۲ تا منشی نشسته بودن و داشتن همین جملات رو مودبانه عینا تو تلفن تکرار می کردن: " بله درسته... این شماره رو بهمون استثنائا اجازه چاپ دادن... معلوم نیست... همین ۲،۳ هفته ایشالا معلوم میشه!..."

پرسیدم ماجرای زمینه انتشار سیاسی و غیر سیاسی واقعیته یا به خاطر انتخاباته و یا شماره قبل؟ گفتن همش! محمد قوچانی در حال صحبت با موبایل رد شد و اصلا حال و حوصله حرف زدن هم نداشت. چند شماره اول رو که نداشتم خریدم و در جواب منشی که "پرسید حالا کی میخوای بخونیشون این هم رو؟" گفتم: وقت که زیاد دارم. احتمالا تا سالها!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 13:14  توسط سهراب  | 

شهروند امروز توقیف شد...شهروند امروز توقیف شد....روند امروز توقیف شد... امروز توقیف شد... روز توقیف شد...روز توقیف شد...شب شد!

+ نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 12:41  توسط سهراب  | 

در شماره اخیر شهروند امروز گفت و گویی چاپ شده از عباس عبدی با مهدی کروبی. مطلب قابل توجه برای من مقدمه مصاحبه است به قلم خانم مریم شبانی که در واقع شرح حالی است از نگاه نویسنده بر روند اصلاح طلبی این دو شخصیت. خانم شبانی تلاش کرده با مقایسه نحوه خروج این دو نفر از قطار اصلاحات آنها را در حال حاضر در یک موضع و جایگاه ( اصلاح طلب خارج از دایره مشارکت و سازمان مجاهدین) قرار دهد. این تشابه ساختگی و دلایل و مثالهای کاملا بی ارتباط خانم شبانی از این دو شخصیت من را به تعجب واداشت و هر چه بیشتر به سخن دوستانی که می گویند نویسندگان شهروند امروز و از جمله شخص عبدی به دلیل اینکه از زمان زندان خود را وامدار کروبی می دانند امروز اینگونه سعی در تطهیر و موجه نشان دادن شخصیت وی دارند، نزدیک کرد. چند نمونه کوتاه از این مثالهای بی ارتباط از این جمله اند:

- نویسنده ایده خروج از حاکمیت عبدی را که در نهایت باعث خروجش از دایره دوستان مشارکتی اش شد با اقدام کروبی در ترک صندلی ریاست مجلس برای آزادی لقمانیان، نماینده همدان در مجلس ششم، مقایسه کرده و این دو عمل را تئوری و اقدام عملی خروج از حاکمیت میداند! من نمیدانم کجای عمل کروبی که مانند همیشه بوی کدخدا منشی و چانه زنی و استفاده از مانور قدرت شخصی است بوی خروج از حاکمیت می دهد!! شیخ مهدی کروبی که به گفته خود در همین مصاحبه حتی برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری دهم از مقام رهبری کسب تکلیف می کند چگونه میتواند از حکومت خارج شود!! قصد من تحقیر عمل کروبی نیست که همین اندازه هم از او در مقابل رییس جمهور بی اراده وقت غنیمت بوده، اما این عمل قطعا نمی تواند خروج از حاکمیت آنهم با تعابیر عباس عبدی باشد.

- قطار اصلاحات( نامی که خانم شبانی از آن استفاده کرده) نه یک فرد است و نه یک حذب خاص مثل مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب که هر که از آنان دور شد از آن پیاده شده باشد. در نظر من و دیگران بسیاری که دیده ام حتی خاتمی نیز خود اصلاح طلبی حقیقی نیست که اصلاح طلب واقعی بر اصلاحات خویش راسخ است و پیگیر. حال چرا عبدی را باید خارج از قطار اصلاحات بدانیم که از نظر من عبدی از پررنگ ترین اصلاح طلبان امروز جامعه ماست. در حالیکه شیخ مهدی کروبی از ابتدا هم بیشتر شیخ اصلاح طلبان بود تا اصلاح طلب به مفهوم معتقد به اصلاح ساختار حکومت و اصلاح رابطه حکومت با مردم و اصلاح شاکله فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ایران و ... . 

- کروبی را همه خوب می شناسند. سیاستمدار زبردستی که می داند کی و کجا چه بگوید و خیلی بهتر از دیگران آینده را می بیند و برای آن برنامه ریزی می کند. کروبی را نمی توان با این همه سابقه در نظام جمهوری اسلامی از نو ساخت و رنگ کرد و به مردم معرفی نمود. کروبی همان شیخ معروف است با نامه های مشهور و تاکیدش بر شیخوخیت خویش، حال می توان در برهه ای از زمان و یا برای همیشه او را دوست داشت و بر دیگران ترجیح داد و سبک گفت و گوهای او را در پشت پرده سیاست دارویی مناسب برای این مملکت دید که این ایده ای است قابل احترام. اما ساختن چهره ای ساختگی در حد خروج از حاکمیت از کروبی جز برای خرید رای در آستانه انتخابات هیچ مفهوم دیگری ندارد.

- نویسندگان شهروند امروز اصرار دارند تا با برشماری اشتباهات و تعصبات حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و اعلام ناتوانی خاتمی در ریاست جمهوری همچون دوره پیش( که تا حدود زیادی درست است) نظرها را به سوی کروبی بگردانند تا جاییکه محمد قوچانی با آن همه سابقه در نوشتن مقالات پر محتوا و منطقی، عرصه انتخابات ریاست جمهوری را با عرصه بده بستانهای کودکانه یکی می کند و می گوید نوبت سید است که پاسخ هواداری شیخ را در انتخابات ۲ خرداد با هواداری از شیخ در انتخابات سال ۸۸ بدهد! نقایص خاتمی و جبهه مشارکت به کنار ، این موضوع چه ارتباطی به صلاحیت کروبی برای ریاست جمهوری دارد!!

برای من و سایر خوانندگانی که در این اوضاع مطبوعات ایرانی ، همه علاقه و عطش خود را با شهروند امروز سیراب می کنیم خواندن مطالب اینچنینی تنها باعث تغییر تصویر ما از نویسندگان صادق و بی طرف نشریه بی بدیل شهروند امروز خواهد شد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 22:35  توسط سهراب  | 

این مطلب رو بخونین:

http://www.khorshidk.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 19:15  توسط سهراب  |