تبليغاتX
صبحگاه

صبحگاه

خواستم مطلبی درباره برکناری فتح الله زاده از مدیر عاملی استقلال بنویسم که دیدم مطلب روزنامه اعتماد به قدر کمال گویای همه چیز هست! بخونین:

 
فتح الله زاده از مديريت باشگاه استقلال برکنار شد

گروه ورزش؛ احتمالاً در روزهاي آينده يک مدير دوشغله ديگر به جمع مديران ورزشي ايران اضافه شود. امير واعظ آشتياني که در چند سال گذشته رئيس فدراسيون دوچرخه سواري بوده روز گذشته وقتي اعضاي هيات مديره استقلال حکم به برکناري علي فتح الله زاده دادند، گزينه اصلي براي مديريت استقلال شد. به هر حال اعضاي هيات مديره براي برکناري فتح الله زاده استدلال منطقي خودشان را هم داشتند. کسب سه شکست در پنج مسابقه ابتدايي ليگ برتر، حضور در رتبه هفدهم که نازل ترين جايگاه استقلال در تاريخ باشگاه به حساب مي آيد و البته سوءمديريت در فعاليت هاي اقتصادي باشگاه که به خالي ماندن جايگاه اسپانسر روي پيراهن در پنج بازي ابتدايي ليگ برتر ختم شد استدلال اعضاي هيات مديره براي پايان همکاري با فتح الله زاده بود. هرچند که منصور پورحيدري هم پس از مدت ها غيبت در جلسات اعضاي هيات مديره باشگاه استقلال روز گذشته خبردار شد از عضويت هيات مديره استقلال برکنار شده با اين حساب دو جاي خالي بين هيات مديره پنج عضوي استقلال به وجود آمد که البته يکي از آنها با حضور امير واعظ آشتياني پر مي شود و ديگري با حضور رضا انصاري.رضا انصاري نايب رئيس فد

سيامک رحماني؛چند بار روزنامه ها نوشتند که زريبافان طاقت اش طاق شده و ديگر نمي تواند علي فتح الله زاده را در باشگاه استقلال تحمل کند. چند بار مديران استقلال تکذيب کردند و به روزنامه ها انگ دروغگويي و شايعه پراکني زدند. اما بالاخره حقيقت رخ نشان داد و سقوط تيم به رتبه هفدهم جدول ليگ برتر، بهانه را فراهم کرد تا حکم برکناري مديرعامل باشگاه صادر شود. در جلسه يي که نمي دانيم در آن چه گذشته و بر اساس کدام ادله، بار ديگر همه چيز زير و رو شده است. احتمالاً اهميتي هم ندارد. اصلاً مهم نيست که روساي باشگاه چه فکري در سر داشته اند و به دنبال چه بوده اند. مهم اين است که اين تغيير در يکي از تاسف انگيزترين دوره هاي باشگاه پرطرفدار، جز خنک کردن دل هواداران نگران و خشمگين، کارکردي نخواهد داشت. حالا ديگر همه مي دانند اين رفت و آمدهاي بي پايان، نه به دليل دورانديشي هاي مديريتي، بلکه تنها به خاطر تسويه حساب هاي شخصي است که اتفاق مي افتد، به دليل مصلحت انديشي هاي کم ارزش و رفاقت ها و بده بستان ها و به دلايل بيهوده ديگر. همان طور که آشنايي ها و به هم خوردن موازنه قوا در ميان مديران ارشد، مي تواند يکي چون قريب را مدير باشگاه بزرگي چون استقلال کند، همان طور که مقداد نجف نژاد ناگهان از کريدورهاي سياسي سر بر مي آورد و بي هيچ سابقه در ورزش، مديرعامل اين باشگاه مي شود، اتفاقات ديگر هم سلسله وار مي آيد. کاشاني و بيادي به هيات مديره باشگاه پرسپوليس راه پيدا مي کنند و يکي از اين دو مديرعامل باشگاه مي شود، تنها براي آنکه نزديکي شان به طيف آبادگران و محمود احمدي نژاد بي اجر نمانده باشد از باشگاه دور مي شوند چرا که آب شان با محمد علي آبادي رئيس سازمان ورزش توي يک جوي نمي رود. محمد علي آبادي که نبايد از آن دو دل خوشي داشته باشد، که در راي گيري براي انتخاب شهردار تهران، به جاي نام او نام قاليباف را بر کاغذ نوشتند. رئيس ورزشي که اگر در کابينه جاي مناسبي براي او پيدا مي شد، شايد هيچ وقت در زندگي پايش به هيچ ورزشگاهي نمي رسيد. آن وقت همين رئيس ورزش که حاضر نيست با محسن صفايي فراهاني دقيقه يي بر سر يک ميز بنشيند، داريوش مصطفوي را بر صندلي مديرعاملي باشگاه پرسپوليس مي نشاند؛داريوش مصطفوي که در ماه هاي حضور صفايي در فوتبال و کميته انتقالي مدام بر صفحه تلويزيون حاضر مي شد و صفايي را از هيچ حمله يي بي نصيب نمي گذاشت. دوشنبه شب داريوش مصطفوي را ديديد که چگونه در برنامه 90 و در ميان دعواهاي فوتبالي، بي هيچ ربط و دليلي از مهندس علي آبادي ياد کرد و به تحسين از مديريت او پرداخت، او لياقت مديرعاملي پرسپوليس و بيش از آن را دارد. در عوض نجف نژاد برکنارشده از مديريت استقلال، کاملاً حق دارد که از حقوق نمايندگي اش در مجلس استفاده کند و رئيس سازمان ورزش (و رئيس سابق خود را که مدام در مدح اش گفته بود) به خاطر نتايج ورزشکاران در المپيک به باد سوال و انتقاد بگيرد تا سخنگوي سازمان جواب او و ديگر منتقدان را بدهد؛ سخنگو که زبان بيگانه نمي داند اما در عين حال مدير روابط بين الملل هم هست و در 26 سالگي يکي از اعضاي هيات مديره باشگاه پرسپوليس هم به حساب مي آيد. ربط ها را مي بينيد؟ در اين ميانه تنها چيزي که محلي از اعراب ندارد شايستگي، توان مديريت و آينده نگري است.وگرنه الان رئيس سازمان بايد توضيح بدهد که علي فتح الله زاده را بر اساس کدام معيار و براي اجرا کردن کدام برنامه به استقلال آورده است. آقاي زريبافان و علي آبادي بايد به مردم بگويند که فتح الله زاده به خاطر عمل نکردن به کدام مسووليت و ضعف در اجراي کدام برنامه از استقلال مي رود. اگر متري در کار باشد، آنها بايد بگويند مدير بعدي استقلال مي آيد تا در اين باشگاه چه بکند. اما همه مي دانيم که در اين ديار، متر و معيار شوخي است. امروز يا فردا شايد واعظ آشتياني مدير باشگاه آبي شود که روابط گرمي با رئيس جمهور دارد و پس از استعفا از معاونت وزارتخانه صنايع و معادن، هنوز رداي برازنده يي برايش پيدا نشده. يا يکي چون آقاي انصاري مي آيد چون دست به جيب است و مي تواند چند وقتي هيولاي پول خوار باشگاه را سير نگه دارد. در همين شرايط هم هست که توقع داشتن از مديران، براي اينکه کار بزرگي انجام بدهند و سازماني بنا کنند، انتظاري بيهوده است. در همين شرايط است که آجري روي آجر گذاشته نمي شود و در بر همان پاشنه هاي ترک خورده قديمي مي گردد و ما تماشاچيان فريب خورده و بازنده فقط بايد نمايش را به تماشا بنشينيم. اينکه کي مي رود و کي خواهد آمد. خدا به همراه تان آقاي فتح الله زاده که نمي دانيم براي چه آمديد، قدم بر چشم ما بگذاريد مدير آينده، که نمي دانيم براي چه مي آييد؛ که مي دانيم هيچ شاخي را قرار نيست بشکنيد.

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 16:26  توسط سهراب  | 

به این میگن تفاوت پرسپولیس و استقلال با بقیه باشگاههای کشور. کاملا یادمه که چند سال پیش تیم خوب و هماهنگ و جوون برق شیراز با مربیگری اصغر شرفی با وجود بازیهای خیلی خوبش، با اعتراف همه کارشناسا و خود فردوسی پور با اشتباهات داوری بیش از ۲۰ امتیاز از دست داد و سقوط کرد به دسته پایین. آب هم از آب تکون نخورد و شرفی بیچاره هم از برق رفت، همه هم دیدند که از اون تیم جوون چه بازیکنایی به فوتبال ما اضافه شدن. اما از ۵ شنبه گذشته که تو بازی پرسپولیس و مس کرمان جناب آقای مسعود خان مرادی که بی تردید معروفترین داور ایرانیه و تازه از داوریهای بی نقصش تو المپیک برگشته و کاندیدای قضاوت تو جام جهانیه، تو یه صحنه ای که کاملا هم سلیقه ایه و به نظر من پرسپولیسی هم پنالتی نبود سوت رو به سود پرسپولیس نزد فوتبال مملکت ریخته به هم!!! تا جاییکه هادی دزفولی که چند ساله که چسبیده به مغازه اش تو منیریه از ندیدن ژن داوری تو مرادی میگه و رییس کمیته داوران در آستانه برکناریه و مسعود مرادی از قضاوت داخلی استعفا میده و ... . انگار نه انگار که همین هفته پیش مارک شیلد معروف استرالیایی تو بازی ایران و عربستان یه پنالتی چندین برابر از این واضحتر رو به سود عربستان نگرفت و آب هم از آب تکون نخورد!!

امیدوارم تو برنامه امشب نود این موضوع گفته بشه که حتی اگر هم اون صحنه پنالتی بوده این همه جار و جنجال به خاطر تصحیحئ قضاوتها نیست. به خاطر پرسپولیسه!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 16:29  توسط سهراب  | 

شنبه: مشتاقانه به سمت دکه روزنامه فروشی میرم تا شماره جدید شهروند امروز رو بخرم و برای خوندنش تو هفته وقتارو خالی کنم! البته اگه غم شروع یه هفته کاری بذاره!!

یکشنبه: هیچی، یه روز مسخره پرکار که تنها دلخوشی اینه که شنبه تموم شده!!

دوشنبه: امشب نود داره، پس میتونه بهترین روز هفته باشه. خدا این عادل رو حفظ کنه.

سه شنبه: امشب خبا بچه ها میریم فوتبال، دلخوشی خوبیه، البته اگه بشه چهار تا بازی ببری! اونوقت میشه چند روزی سر حال بود.

چهارشنبه: با همه خستگی فوتبال و هفته، ذوق پایان هفته و کار روز خوبی رو ایجاد می کنه!

پنج شنبه و جمعه هم میگذره تا انرژی ذخیره کنی برای یه هفته احمقانه دیگه!!!

به این میگن زندگی مسخره و بی معنی!! همه دلخوشیها مال حواشی زندگیه و نه اصل!!! سوال بزرگ اینه: که چی؟!

اونوقت این مصطفی میگه چرا نمی نویسی؟!! چی بنویسم برادر من!!! مخصوصا حالا که از جام رمضان هم حذف شدیم؟!!!!!!!  

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 16:2  توسط سهراب  | 

نیروی محترم انتظامی در اعلامیه ای از مردم خواست در اماکن عمومی روزه خواری نکنند. در ضمن اماکن عمومی هم که طبعا حق پخش غذا ندارند. هتلها هم فقط به مسافرین خودشان می توانند غذا بدهند...

من اصلا نمی فهمم ارتباط یک نوع عبادت فردی چه ارتباطی به پلیس یه کشور داره! اصلا هم نمی فهمم چرا تو ماه رمضون رستورانها باید بسته باشن! آخه برای روزه بودن یه عده از مردم( حتی بالای ۹۰ درصد) چرا بقیه هم نباید غذا بخورن! اصلا این چه مبارزه با نفسیه که از سطح شهر غذا رو مفقود کنی و اونوقت روزه بگیری! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 23:44  توسط سهراب  | 

هفته پیش تو محلهای مختلف چند فعال سیاسی رو از جناحهای مختلف دیدم. مطمئنا با آقای دکتر شهاب الدین صدر حرفی برای گفتن نداشتم! آقای محمد بسته نگار هم احساس کردم حال حرف زدن نداره! اما یکی از بزرگان جبهه مشارکت رو که دیدم که تو اتاق انتظار پزشک منتظر بود نوبتش برسه. ازش اجازه گرفتم و چند دقیقه ای کنارش نشستم. ازش پرسیدم که برنامه تون برای انتخابات چیه؟ گفت منتظریم آقای خاتمی تصمیم بگیره که میاد یا نه. گفتم خوب حالا میاد یا نه؟ گفت به احتمال زیاد نه! گفتم خوب؟؟ اونهم گفت خوب همین دیگه!! گفتم یعنی اگه نیاد می خواین چی کار کنین؟ گفت هیچی دیگه، ما دیگه کسی رو نداریم بیاریم که رای بیاره... کار داشتم و زیاد معطل نشدم. حضرات فعال سیاسین، کار سیاسی می کنن، حزبن، مثلا طرفدار دارن و اونوقت هر چهار سال یادشون میاد که حتی کاندیدا برای معرفی کردن ندارن!!!

... به قول بچه ها مارو بگو که رو دیوار کی یادگاری نوشتیم...  

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 16:53  توسط سهراب  | 

با این که چند روز از قهرمانی مرد پولادین ورزش ایران گذشته و من تازه از سفر اومدم دلم نیومد عکس هادی ساعی تو وبلاگم نباشه.

**********

امروز افشین قطبی استعفا داد. همونطور که قبلا هم گفته بودم و همه هم حدس میزدن، هر چقدر هم که مربی و بازیکن پرسپولیس خوب باشن و تیم یه دستی درست شده باشه، باز هم داریوش خان مصطفوی اینقدر قدرت گند زدن داره که همه چی رو از هم بپاشونه. حالا باید امشب تو نود دید که این یه مانور بوده از طرف قطبی یا یه اقدام بی برگشت. به هر حال از الان معلومه که به پرسپولیس  مصطفوی خیلی امیدی نیست. از طرف دیگه به نظر من قطبی باز هم رفتار حرفه ای رو به مربیهای ما یاد داد، این که اگه مدیران باشگاه فقط وعده های مفت دادن، به جای اینکه بعد از شکست غر بزنی همون اول سنگهاتو وا بکن که همه چی به نام تو تموم نشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 13:17  توسط سهراب  |