تبليغاتX
صبحگاه

صبحگاه

برای کسایی که مثل من تو خانواده ای با اعتقادات مذهبی بزرگ میشن عاشورا روز متفاوتیه. هر اتفاقی هم که بیفته و هر چقدر هم که اعتقاداتشون عوض بشه و تغییر کنن اصلا نمی تونن به عاشورا به شکل یه روز تعطیل نگاه کنن. این روز برای من مخلوطیه از احساسات متفاوت:

عظمت، شور، حماسه، غم، نوستالژی،  قیام، سیاست و خوردن!!(شربت، قیمه و...)...

هر سال هم اگه بشه میرم به محله کودکیم ، مخصوصا برای دو حس نوستالژی و خوردن!!!

اینها رو گفتم که متوجه بشین چرا این چند روز هیچی ننوشتم!!! 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 19:28  توسط سهراب  | 

ما و دوستان هفته ای یه بار دور هم جمع میشیم به بهانه فوتبال. به دلیل اولویت داشتن تعداد کافی یار، همه جور آدم تومون هست، هر کی با دار و دسته خودش میاد، از نماز خون و مسجد رو بگیر تا به اصطلاح خودمانی عرق خور!!!!

الغرض: یه اکیپی از این بچه ها هستند که علاقه شون رو به مشروبات اصلا مخفی نمی کنند تا حدی که گاهی واسه فوتبال بازی کردن هم ...بله!! جاتون خالی این هفته که می خواستیم یار جور کنیم خوردیم به پیسی! هر کی یه کاری براش پیش اومده بود، اما از همه عجیب تر  اکیپ دوستان فوق الذکر بودند که بر عکس همیشه، که می خواستن با تعداد بیشتری بیان، می گفتن ما هیچ کدوم نمی تونیم بیایم. حدس میزنین مشکل دسته جمعیشون چی بود؟: بالاتفاق می خواستن برن تکیه و دسته عزاداری...!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 17:0  توسط سهراب  | 

بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس شورای اسلامی آغاز شد. مسئولین هیئت های نظارت و اجرایی با مراجعه به محل زندگی، کار و اطرافیان کاندیداها فرمهای مخصوصی را پر  می کنند:

در اين فرم سوالات متعدد و پرشماري مطرح است. از جمله درباره عقايد سياسي، اجتماعي، مذهبي و فرهنگي سوال مي شود. نحوه پوشش فرد، نحوه برخوردهاي فردي و اجتماعي، نحوه حرف زدن و نحوه فکر کردن هم از جمله سوالات ديگر به شمار مي آيد.مقيد بودن فرد به انجام فرايض ديني، حضور در مراسم عزاداري و راهپيمايي هاي انقلابي، نمازهاي جماعت و جمعه هم از ديگر محورهاي سوالات به شمار مي آيد. ريش تراشيدن و نوع لباسي که فرد مي پوشد هم از سوالات ديگر به شمار مي آيد. جويا شدن از افکار داوطلبان درباره انرژي هسته يي هم محور ديگر سوالات قلمداد مي شود. اخبار منتشره حاکي از آن است که چنين تحقيقاتي حتي درباره آن دسته از کانديداهايي که زماني وزير، مديرکل يا نماينده مجلس بوده اند هم به عمل مي آيد.

کاندیداهای عزیز باید صلاحیتشان را کسب کنند.همین!!!...

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 13:1  توسط سهراب  | 

 جالب است ، فردای روزی که مطلب دیروز را نوشتم این جمله را در مصاحبه ایشان بخوانم:

- ... هیچ وقت هم بر اساس تکلیف به جایی نرفته ام تا مسئولیتی به عهده بگیرم، اگر هم مسئولیتی را پذیرفته ام بر اساس عقلم بوده است.

این جمله چکیده مفهوم مدیریت و مسئولیت است، البته نه در ایران که همه مدیرانش تاکید می کنند اصرار دوستان و احساس وظیفه و تکلیف شرعی و ... باعث آمدنشان به عرصه بوده است.

اولین روزی که وی را در سیما دیدم حس خوبی نداشتم، اخمو بود و جدی. توضیحات اضافی نمی داد و می گفت می دانیم که می خواهیم چه کنیم. بارها ثابت کرده است که در پی جذب علاقه عوام نیست، دلیلی هم برای اینکار نمی بیند، کارنامه اش را ارائه می دهد و برنامه اش را. در گیر حاشیه و جزئیات نمی شود ، مفهوم رئیس بودن را می داند. افق کار را می نگرد و آنگاه که نگذارند برنامه اش را به انجام رساند کنار میرود ( مصالحه نمی کند، کنار می رود. چون به برنامه اش اعتقاد دارد، مجری برنامه دیگران نمی شود). ماه پیش آنگاه که از کارنامه ۱ ساله اش دفاع می کرد لذت می بردم  از مدیری که میداند چه می کند. همانروز هم نوشتم که از او متشکریم، اما از آن روز تا به حال در این وانفسای امید به آینده و شور زندگی، یکی از تنها کسانی که در من شوق امید را زنده میدارد اوست.

 نمی دانم جایی خواندم یا خودم به این نتیجه رسیدم که در ذهنم تصویر کنم این مدیر سیاسی، اقتصادی، ورزشی را در قامت رییس جمهور آینده ...

مهندس محسن صفایی فراهانی را می گویم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 12:21  توسط سهراب  | 

در کشور ما مردم خود دولتند، فاصله مردم و مسئولین از مو هم باریکتره، اینقدر نزدیک که مردم کار مسئولین رو هم انجام میدن. به جان شما! همه دنیا حسودیشون میشه. میگین کی؟ عرض میکنم:

- وقتی ترافیک خیابونای پایتخت غیر قابل تحمل میشه محدوده طرح ترافیک بزرگتر میشه(همون زوج و فرد خودمون). انتظار ندارین که مسئولین محترم بیان مثلا بزرگراه بزنن یا وسائل حمل و نقل شهری رو زیاد کنن؟ (چه حرفا!!)

- هوا آلوده است؟ مسئولین بیچاره که گفتند مردم ماشین نیارن بیرون، اصلا برین گاز سوز بخرین. بله؟ تعداد پمپ گاز؟ هر باک فقط ۱۰۰ کیلومتر؟ صف؟ نه بابام جان، تو محله ما که مردم مشکلی ندارن! 

- بنزین که کم میشه مردم محکوم هستند که مشتاقانه (مصاحبه های صدا و سیما رو ببینین) از سهمیه بندی استفاده کنن. بیشتر از اینهم مگه می خوان چیکار؟

- گاز کمه؟ سرده؟ از مردم عزیز درخواست میشود با خاموش کردن بخاریها و سایر وسایل گاز سوز هم فشار گاز را زیاد کنند و هم در راه خیر پیشقدم بشن.(خدایی هم به فکر دنیای مردم همستند هم آخرت) واسه سرما هم خوب لباس بپوشین!

- برف اومده؟ مردم عزیز، از خونه تون بیرون نیاین، تا ۲ روز دیگه آب میشه. ممنون.

- وقتی یه آقایی یه جای دنیا یه اهانتی به ما کرده، شما انتظار دارین مسئولین سیاست خارجه کاری کنن؟ برو آقا، میگیم مردم بریزن تو خیابون دیگه.

- ...

ما مسئول انتخاب نمی کنیم که کار کنن، ما انتخاب میکنیم چون تکلیف شرعیمونه یکیو انتخاب کنیم!!!  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 13:24  توسط سهراب  | 

میدونم که برای نوشتن درباره اتفاقات بازی پرسپولیس و سپاهان یه کم دیر شده، اما من میخوام بطور کلی درباره این جمله اختراعی جواد خان خیابانی گپی بزنم که می فرماید:

ما بهترین تماشاگران دنیا را داریم!

نمی دونم معیار ایشان برای خوب بودن یک تماشاگر یا هوادار فوتبال چیه؟ اما من میخوام چند تا مقایسه کوچیک انجام بدم، بین تماشاگران ایرانی و رقیبهای آسیایی از جمله کره و ژاپن و حتی عربستان:

- هواداران کره و ژاپن تو هر آب و هوایی با لباس همرنگ تیم ملیشون وارد استادیوم میشن، عربها هم که خود به خود همه سفید پوشن! فضای ترس آوری بهتر از این همرنگی سراغ دارین؟ ما که رنگین کمونیم آقا!!

- یه بار تو بازیهای کره و ژاپن صدای تلویزیونو بلند کنین! اونوقت احساس می کنید تو استادیومین. از دقیقه ۱ تا ۹۰ چنان تیمشونو تشویق می کنن که گزارشگر بیچاره مجبوره فریاد بزنه!! اگه فکر کردین گل خوردن یا گل زدن تیمشون تو دادو فریادشون تاثیری داره زهی خیال باطل. درباره عربها هم که همه اون صداهای عجیب غریب تو بلندگو رو خوب می شناسیم! و اما... اگه نرفتین استادیوم ایران بهتون میگم: ما ایرانیها از ۸ صبح تیممونو تشویق می کنیم تا شروع بازی! خوب طبیعیه که از این لحظه می خوایم بازی رو نگاه کنیم دیگه! اگه این کناریا اینقدر سر و صدا نکنن!(تفاوت هوادار با تماشاگر!) بقیه انرژیمونو میخوایم واسه اتوبوسا! 

- تصور کنین تو بازی تیم ملی ژاپن نصف استادیوم  کاشیما رو تشویق کنن و نصفشون اوراوا رو!!! یا مثلا تو بازی تیم ملی ژاپن به یه بازیکن تیم ملی ژاپن فحاشی کنن!!!!! نمونه های ایرانیشو بگم؟!! فقط واضحترین تصویری که یادمه مال تیم ملی امید ۸ سال پیشه! تو استادیوم آزادی از دقیقه ۱ تا ۹۰ حامد کاویانپور و داریوش یزدانی با لباس تیم ملی به ترتیب از طرف آبیها و قرمزها هو شدند!

- ژاپنیها و کره ایها آشغالهاشونو با پاکتهای خاصی با خودشون می برند. هه هه هه ... بگم؟؟!!

- نمونه دردناکی که من تو استادیوم بودم بازی ایران و ایرلنده که همه انتظار داشتیم مثل بازی با استرالیا بشه. اما تمتشاچیان عزیز از دقیقه ۷۰ شروع کردن به فحاشی و پرتاب آشغال به تیم خودی( غافل از اینکه تو بازی استرالیا ایران اولین گلشو دقیقه ۷۸ زد!!). پوزخند ایان هارت مدافع ایرلندی یادم نمیره که می گفت: استادیوم آزادی که می گفتن، همین بود؟!!

...

ما کلا خیلی خوبیم، البته این موضوع رو همیشه فقط خودمون می گیم! تو دانشگاه یه دوست سوری داشتم که وقتی تو حرفای ما شنید :" ما که بهترین تیم آسیا هستیم." گفت: شما ایرانیا تو همه چی فکر می کنین فرق دارین و بهترینین، در حالیکه نه تنها اینطور نیست بلکه این توهم جلوی پیشرفتتونو هم میگیره! من اون روز عصبانی شدم، اما... 

 

 

-

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 12:3  توسط سهراب  | 

ما میتوانیم...

این شعار برایتان آشنا نیست؟ چه بسیارند کسانی که این شعار و امثالش را جدی نگرفتند و نمی گیرند و چه نیشخندها که نثار گویندگان و نویسندگان این سخنان نشد، اما به گمانم دیگر توانستنشان ثابت شده است! اشتباه نکنید، حضرات قرار نبود به میل بنده و شما رفتار کنند، قرار هم نیست معیار سنجششان با ما یکی باشد. آقایان، با معیار خود همواره می توانند! نمونه میخواهید؟ ای آقا، کم که نیست نمونه های توانستن: از آبگیری سد سیوند بگویم یا از سهمیه بندی بنزین؟ از سفر سالیانه به همه استانهای کشور بگویم یا از سخنرانی در دانشگاه کلمبیا؟ از تصفیه اساتید و دانشجویان بگویم یا از داشتن چندین پست دولتی؟ از انتصاب برادر به عنوان بازرس ویژه یا اعطای جایزه به روزنامه های منتقد؟...

راضی نشدید؟ چشم، شاهکار اخیر را برایتان رو می کنند: فوتبال!!

تعجب ندارد، قضیه ساده است، شرح ما وقع اینست: یک ارگانی(فیفای فضول) تصمیم می گیرد فوتبال در همه کشورهای دنیا دولتی نباشد تا بتواند بیشتر رشد کند. ما هم مجبوریم بگوییم چشم.

 چرا؟ خوب اگر نگوییم چشم، چطور رشادتهای دلیرمردان ایران اسلامی را در جهان تلالو بخشیم؟

حالا چه می شود؟:

 - کمیته ای موقت تشکیل می شود تا اساسنامه تنظیم و انتخابات برگزار شود.

 - همه چیز آماده می شود که ناگهان نماینده اول دولت در ورزش کاندید ریاست فدراسیون می شود!

 - فیفای بیچاره بی خبر از همه جا آماده برگزاری انتخابات، ناگهان می شنود اصلا کاندیدا به اندازه کافی نداریم! چون یک آقایی کاندیدا شده که ۵ درصد احتمال دارد رییس شود! خوب بدیهی است باقی دوستان خواب نما شده و استعفا دهند! (هر چند رای دهندگان همه منصوبین درگاهند که البته فیفا این را هم نمی داند!) 

 - بی خیال، دوباره ثبت نام می کنیم، حالا ما مانده ایم و خودمان. آن ۴ تا ناخالصی را هم که فرستاده ایم خانه بخت! حالا ما باید از بین چه کسانی انتخاب شویم؟ آها، رفقا بیایید. چه هیجانی، به به!

 - یک آدم وطن فروشی به فیفا اراجیفی گفته که آآآآی، چه نشسته ای که ... چه باک؟ ما می رویم، اما دوستان که هستند! انتخابات در روز موعود برگزار می شود؟ خوب بشود! انتخاب کننده و شونده خودی اند!

 - نتیجه: ما باید فریاد بزنیم می توانیم! پس با وجود اینکه ۲ کاندیدا عین برادر قربان صدقه هم می روند و ریاست را به هم تعارف می کنند، ما که نمی توانیم انتخابات برگزار کنیم! یعنی رای بگیریم؟ پس فردا نمی گویند نتوانستید؟ نمیگویند فیفا توانست؟ پس:

 

شاهرخ شهنازي تنها رقيب علي كفاشيان در انتخابات رياست فدراسيون فوتبال پس از كناره‌گيري‌اش به نفع كفاشيان گفت: با نبودنم وظيفه‌اي كه بر گردنم بود را در حق فوتبال ادا كردم. شهنازي كه صبح امروز به صورت كتبي انصراف خود از كانديداتوري در انتخابات فدراسيون فوتبال را به مجمع اعلام كرد، در اين رابطه به خبرنگار ايسنا گفت: در آخرين جمع‌بندي خودم به اين نقطه رسيدم كه تنها علي كفاشيان مي‌تواند در اين سمت موفق باشد. با كناره‌گيري من بي‌ترديد كليه‌ي اعضاي مجمع مي‌توانستند با فراغ بال بيشتري به كفاشيان راي دهند؛ بنابراين انصراف خود را اعلام كردم.

 مشاهده کردید؟ انصافا گند انتخابات را در آمد یا نه؟ توانستیم یا نه؟

سالها پیش دوستی داشتم که می گفت : اگر می خواهی چیزی را خنده دار کنی به آن یک کلمه ایران اضافه کن:

ایران خودرو - ایران دوچرخ - فوتبال ایرانی - انتخابات ایرانی ... 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت 23:55  توسط سهراب  | 

من احساس خوبی ندارم، این نظر الان منه درباره انتخابات! یادمه تو سالهای اول اصلاحات ما که دانشجو بودیم با ذوق و شوق از روند اصلاحات و اقدامات دموکراتیک ( انتخابات، مطبوعات،...) دفاع می کردیم و در مقابل آدمایی که فقط غر می زدن که :

"""" آقا ول کن...قراره چی بشه مگه...همه از یه قماشن...رای چیه؟ از قبل معلومه کی رای میاره... """"

سر سختانه از روند فتح سنگرهای دموکراتیک دفاع می کردیم.

راستش الان که به گذشته نگاه می کنم میبینم اصلا احساس خوبی ندارم. تو هر انتخابات هم این احساس بهم دست میده که سر کاریم. نمی خوام منم مثل اون غرغروها بشینم غر بزنم ، ولی هر وقت به روند ائتلافها و انشعابها از اول انقلاب نگاه می کنم و میبینم که کیا با کیا بودن و کیا با کیا به هم زدن میرم تو فکر که "ای آقا، قضیه این احزاب و رقابتها خیلیم جدی نیست. " میشه هم به مواضع اکثر کاندیداها  قبل و بعد از هر انتخابات یه نگاهی انداخت.

نمیخوام این جوری فکر کنما، ولی چه کنم!نمیدونم با این جور احساسا چه کنم!! نظرتونو دربارش بگین لطفا. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 11:24  توسط سهراب  | 

ژنرال امیر خان ( اردشیر خان)  قلعه نوعی بعد از سقوط آزاد از مربیگری تیم ملی ایران با فاجعه شکست از ضعیفترین تیم تاریخ فوتبال کره، مکررا از بررسی درخواست تیمهای مختلف و رد پیشنهادات آنها خبر می دادند. گل سرسبد این پیشنهادات پاختاکور ازبکستان قهرمان شش ساله لیگ این کشور بود. هرچه ما تعمق کردیم که قهرمان بلامنازع ازبکها امیر را دیگر برای چه میخواهد نفهمیدیم، نهایتا گفتیم شاید آنها هم به ارزش خوانین و سلاطین در فوتبال پی برده اند. اما از بد بیاری امیر خان در دنیا موجودی به نام اینترنت داریم و از آن بدتر باشگاه های فوتبال هم چیزی به نام سایت،از جمله پاختاکور.حالا این وسط یک آقایی که تصادفا معاون باشگاه فوق است، آمده گفته ما کجا و امیر ؟؟؟ چه کسی گفته ما می خواهیم ایشان را بیاوریم پاختاکور؟؟؟ این آقا که احتمالا از همان دستهای پشت پرده مخالفان امیر خان در استقلال و تیم ملی است ، اصلا به روی خودش هم نمی آورد  که خان ما شش ماه است میگوید در حال مذاکره با ازبکهاست!

چه کنیم دیگر، اصلا دنیا قدر مربیان بزرگ ایرانی را نمیداند وگرنه خودمان که دانشمندانمان را میشناسیم به خاطر بیاوریم مقابله های زیر را و اینکه نهایتا کدام طرف پیروز نبرد شد( البته نه در زمین فوتبال ، بلکه در پشت پرده) :

- مصطفی دنیزلی با حمید خان استیلی ( خداییش کدام یک مربی بزرگتری اند  )؟

- رولند کخ با اردشیر خان

- تئو دیونگ با سلطان

- اشمیت با آرش فرزین!

- ایویچ با جلال طالبی

...

اگر مقاله ی خانه ای در ستارخان سالنامه ی اعتماد را نخوانده اید، بیابید و بخوانید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 19:54  توسط سهراب  | 

سخنان هفته:

سردار رادان: «قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب میآید.»

آیتالله جوادی آملی: «دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند.»

شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: «بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود.»

امام جمعه شیراز: «گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.»

حسنی، امام جمعه ارومیه: «اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او را بسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.»


قرائتی: «ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.»

احمدی نژاد: «ما یک کشور آزاد هستیم.»

سید حسین مرعشی: «احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.»

امام جمعه تبریز: «علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود.»

آیت الله خزعلی: «حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 19:42  توسط سهراب  | 

مصاحبه ای خواندم با عباس عبدی در نقد مهندس بازرگان. با وجود قبول برخی از نظرات ایشان متاسفانه باید بگویم صحبتهای ایشان بیش از نقد منصفانه توجیهی بود بر گذشته. این توجیهات زمانی آشکار تر شد که مصاحبه کننده (رضا خجسته رحیمی) هنرمندانه عبدی را به مقایسه زمان خاتمی و بازرگان و انتقادات عبدی از این دو دوره می کشاند ، تا جاییکه عبدی صراحتا این دو رییس دولت را دو انتهای یک طیف در سازشکاری مینامد( که به نظر نمی آید چنین باشد). آقای عبدی در حالی از بازرگان انتظار تشکیل دولتی ائتلافی (جهت سهم دهی به مخالفان در راستای کاهش فشار به دولت موقت) دارد که همه میدانیم چه بر سر دولت سهم داده شده اول خاتمی آمد ( با این توضیح که زمان تشکیل دولت بازرگان به مراتب از زمان خاتمی کمتر بوده است.)

آقای عبدی می گویند دولت موقت اصلا آنقدر اقبال مردمی نداشته که حق داشته باشد همه کابینه را از جمع خود بچیند. الحق و الانصاف در زمان انقلاب کدام اقبال بالاتر از نظر حضرت امام بود؟ آنهم انقلابی که تنها با رهبری حضرت امام ممکن بود. واقعا آقای عبدی اعتقادشان اینست که یک رییس دولت برای مصلحت اندیشی کابینه اش را از غیر همفکران تشکیل دهد؟

آقای عبدی مکررا انتقاد درستی به آقای خاتمی وارد کرده اند که اگر اختیار انجام امور را نداشتید چرا استعفا ندادید؟ مگر بازرگان چه کرد؟ کلاهتان را قاضی کنید: این درست است که وقتی نظرات امروز ما با دیروز کاملا متفاوت است بگوییم به هر حال ما اشتباه نکرده ایم و اگر روزی هم اشتباهی شده تقصیر دیگران است که ما را به مسیر صحیح هدایت نکردند؟

حرف در این وادی بسیار است، هدف ما نه مقدس کردن بازرگان است( آنطور که عبدی گفته) نه ایجاد تصویری بی اشتباه از وی. اما آقای عبدی:

از شما و دوستانتان( دانشجویان سابق و اصلاح طلبان فعلی) که در حال حاضر پرچمدار دموکراسی در ایران هستید انتظار میرود به اشتباهات گذشته اعتراف کنید تا راه را بر آزمون و خطاهای مکرر ببندید تا مردم دلیلی برای اعتماد مجدد داشته باشند.

هر سال در سالگرد تسخیر سفارت امریکا در مصاحبه هایتان منتظریم تا صادقانه بشنویم:

بچگی کردیم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 18:35  توسط سهراب  | 

آدمای دنیا ۲ دسته اند:

- دسته اول اونهایی هستند که یه روزی بزرگ میشن.

- دسته دوم متاسفانه به دلیل علاقه زیاد به دوران کودکی تو همون سنین میمونن.

به نظر من آقای نیکبخت واحدی عزیز بی تردید جزئ دسته دومه. میگین نه؟ خوب پس تکرار ۹۰ این هفته رو ببینید!!

بیچاره عادل هر کاری کرد دو کلمه حرف حساب از دهن این بچه در بیاد نشد که نشد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 8:44  توسط سهراب  | 

یه زمانی اسم ایشون بود شیخ اصلاحات! الان اگه بخوایم بهش نگیم شیخ ُ کیهانُ نهایتا میشه بهش گفت آشیخ!!

نمیدونم آقای کروبی چه برآوردی از میزان محبوبیت خودش داره که تک و تنها حزب هم تشکیل داده. تو رو خدا یه نگاه درست به این وضعیت بندازین:

ایشون یه روزی با دوستان یه حزب تشکیل دادن به نام مجمع روحانیون، این حزب یه روزایی شده بود لیدر اصلاحات، یعنی لیدری به سوی دموکراسی. یه روز ایشون خواست کاندید ریاست جمهوری بشه، تو شورای مرکزی حزب رای نیاورد، اونوقت قهر کرد و رفت که یه حزب دیگه درست کنه!! این کارو البته فقط در راستای دموکراسی انجام داد. الان هم که شیخ اصلاحات تیتر یک روزنامه های منتقد دولت مثل " کیهان و رسالت" شده!!!!! ضمنا اخبار ۲۰:۳۰ رسانه مللللللی.. هم هر روز با آب و تاب از سخنان پر بار آقایان حزب اعتماد ملی در راستای عدم ائتلاف پرده برداری می کنه.

من فکر می کنم ما ایرانیها تو اهدای القاب ( شیخ اصلاحات) به دیگران: اولا یخورده عجله میکنیم. دوما سابقه آدما یادمون میره. سوما ترجیح میدیم فکر کنیم آدما واقعا عوض میشن!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 7:49  توسط سهراب  | 

این شماره شهروند امروز یادمانی داره از مرحوم علی حاتمی. راستش من علی حاتمی رو خیلی دوست دارم و اونو سلطان بی رقیب دیالوگ نویسی سینمای ایران می دونم. فکر نمی کنم کسی هم باشه که استاد رو نفی کنه. اما حقیقتا نفهمیدم چرا چند بار تو این یادنامه فغان برآمده که ما قدر استاد رو ندونستیم و پس از مرگش فهمیدیم که چه از دست داده ایم و ما مرده پرستیم و تازه فیلمهای استاد پس از مرگش کشف شد و  خاک بر سر ما ...!!!!

والله من قبول دارم که ما ایرانیها مرده پرستیم. ولی به نظر من تازگیها قضیه یخورده عوض شده!!!یعنی بجای اینکه قدر آدما رو بعد از مردنشون بدونیم، تا کسی میمیره شروع می کنیم که واااای، فلانی هم رفت و ما هیچ کاری نکردیم. راستش اصلا هم نمی فهمم قرار بوده چیکار کنیم که نکردیم!!! 

درباره استاد حاتمی هم تا جایی که من میدونم فیلمهاشون در زمان حیاتشون بسیار مورد اقبال بود و همه عاشقانه آثارشونو دنبال می کردند. بعدشم استاد در اثر بیماری سرطان فوت کردند. حالا لطفا یکی به من بگه آیا کسی هست که تازه الان آثار علی حاتمی رو کشف کرده باشه؟!!!!!!!!  

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 20:30  توسط سهراب  | 

بازهم بنیادگرایی رایحه دموکراسی در خاورمیانه را به باد داد. متاسفیم که عقاید افراطی و مطلق نگری از آستین یک انسان بی هویت دیگر به حذف فیزیکی یک انسان انجامید. بی نظیر بوتو (خوب یا بد ) نمادی از یک گروه سیاسی خارج از حکومت در پاکستان بود که این حضور به خودی خود نشانی (هر چند کمرنگ) از حرکت رو به سوی جامعه ای مدنی بود. میدانم آن انسانی که برای کشتن بی نظیر جان خود را نیز از دست داد چگونه متقاعد شده است که مردن بوتو جهانی بهتر می سازد که به یاد دارم لبخند سعید عسگر را در دادگاه ترور سعید حجاریان و میدانم کسانی که وی را چنین تربیت کرده اند به چه بیماری مبتلا هستند. کم نبوده اند در تاریخ مجانینی که جان انسانها برایشان دستمایه ای بیش نبوده است برای ارضای امیال وحشیانه" قدرت طلبانه" فاشیستی" خویش. چه بگوییم که متاسفانه در عصری زندگی می کنیم که منطقه ما مرکزی شده است برای بنیادگرایان ددمنش.

بنیادگرایی و قرائتهای اقتدارگرایانه از دین به تربیت انسانهایی می انجامد که به دنبال فتوایی می گردند تا خود و انسانهای دیگری را از زندگی ساقط کنند. وای بر ما که چنین تفکراتی در کشور ما رو به رشدند و در رسانه های مختلف وا اسلاما سر داده و به حذف فیزیکی و معنوی دیگران می پردازند. تنها می توان امید داشت صدای فاشیسم و اقتدارگرایی و انحصار طلبی و بنیادگرایی کمرنگ و کمرنگتر شود.   

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 20:0  توسط سهراب  | 

۲ شنبه که  برنامه نود رو دیدم با خودم گفتم:

- ای کاش در فرصت دولت اصلاحات از این مرد بهتر استفاده میشدُ مقایسه اش کنید با وزیران تحمیلی ۴ ساله اول و بی آزار ۴ ساله دوم!

- ای کاش همه مدیران ما اینقدر شفاف و بر پایه مدارک صحبت می کردند.

- ای کاش همه ما یاد بگیریم که بجای عصبی شدن و دفاع از شخص خودمان ُ از برنامه درست دفاع کنیم.

- ای کاش حداقل بقیه مدیران اصلاح طلب این برنامه ۹۰ رو دیده باشن.

- ای کاش صدا و سیما تو همه حوزه ها هفته ای ۱ ساعت یه رسانه آزاد بود.

- ای کاش همه مجریان صدا و سیما  شبیه عادل فردوی پور بودند.

- ای کاش اصحاب روزنامه های ورزشی ما برآیند افکار عمومی بودندُ نه جهت دهنده و تحریف کننده.

      به هر حال: شاید باورتون نشه ولی من سه شنبه صبح خیلی سرحال بودم. شاید احساس میکردم یه کم بهتر دارم نفس میکشم!! این رو مدیون مردی بودم که هیچ وقت تلاشی برای رسانه ای شدن و محبوب شدن نکرد.

 آقای صفایی فراهانی

متشکریم...

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 10:24  توسط سهراب  | 

نمیدونم چقدر با خوردن حال میکنین.

- اگه جزو اونهایی هستین که خوردن رو یکی از بزرگترین لذتهای زندگی میدمنن:

- اگه جزو اونهایی هستین که همه هی بهشون می گن چاق شدی:

- اگه جزو اونهایی هستین که وقتی از جلو یه رستوران رد میشن قدماشون کند میشه و یه نفس عمیق میکشن:

-  اگه جزو اونهایی هستین که اصولا تو رستورانا درخواست گوجه اضافه و آب مرغ و ته دیگ و ... میکنن:

...حنما یه سر برین رستوران پسران کریم مشهد و یه چلو ماهیچه مشتی بخورین. آب ماهیچه اضافه یادتون نره.

من که الان دارم می ترکم...!

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 دی1386ساعت 13:9  توسط سهراب  |