امروز صادق محصولی، وزیر کشور ایران در روز ۲۲ خرداد، به عنوان ویزر رفاه از مجلس هشتم رای اعتماد گرفت. کلمات رای و اعتماد چقدر با نام ایشان عجین است...
جنبش سبز ایران یه با همه تشابهاتی که با جنبشهای معاصر ایران داره به نظر من یه تفاوت بزرگ داره که باعث میشه آدم به آینده این جنبش خیلی امیدوار بشه ، این تفاوت ایدئولوژیک نبودن این جنبشه. به عنوان مثال تو انقلاب اسلامی همه کسانی که مبارز بودن داشتن برای یه ایدئولوژی مبارزه میکردن، حالا یا اسلامی یا کمونیستی یا مربوط به یه گروه فکری خاص ، در واقع به جز کارهای مبارزاتی بخشی از وقتشون رو برای کارهای ایدئولوژیک و کلاسهای تئوری صرف می کردن تا به قول عده ای جامعه بی طبقه توحیدی یا حکومت اسلامی یا هر اسم دیگه ای رو ایجاد کنن. این موضوع یه جنبه مثبت داشت و یه جنبه منفی. جنبه مثبتش مربوط به دوران مبارزه بود، چرا که به خاطر این تشکلها و ایئولوژیها از یه طرف مبارزات کاملا سازماندهی شده بود و خیلی راحت میشد یه کار تیمی و دسته جمعی انجام داد و از طرف دیگه هم ذهن همه افراد برای هزینه دادن ( حتی جانی) آماده بود، چرا که به هدف والا ( به قول جومونگ!) فکر می کردن. اما نکته منفی بزرگ چنین فضایی بعدد از پیروزی اتفاق میافته، به طور طبیعی همه این گروهها قرار نیست پیروز بشن تا یوتوپیای بقیه رو بسازن. در واقع همون اتفاقی که افتاد نتیجه طبیعیه اون انقلاب ایدئولوژیک بود: روز به روز انقلابیون بیشتری از حکومت بیرون شدن ( حالا یا خونین و یا مسالمت آمیز) تا جایی که یه گروهی که کاریکاتوری از شعارهای اون روزها رو میده حکومت رو به دست میگیره.
اما جنبش سبز با همه پراکندگیش این خوبی رو داره که موفقیتهای این جنبش قرار نیست به پای هیچ آدم یا تفکر خاصی نسبت داده بشه. این یه جنبش مردمیه و همه چیزی که میخواد تو آزادی، شفافیت و صداقت حاکمان خلاصه میشه.
جناب آقای دکتر کردان در ادامه افاضات همراهان دولت بعد از نهم در راستای مقابله با اغتشاشگران پس از انتخابات فرموده اند چرا پس از آمدن آقای لاریجانی به ریاست قوه قضاییه موج دستگیریها کم شده و چرا با بانیان اصلی اغتشاشات مثل خاتمی و موسوی و کروبی برخورد نمیشه و ... مهمترین نکته در صحبتهای ایشان اینکه فرموده اند خاتمی میداندار و پشت پرده اصلی این اتفاقات بوده. سوالی که اینجا باید از دکتر پرسید اینه که چرا یه نفری که پشت پرده یه اتفاقه خودش به شکل میداندار وارد میدان میشه و خودشو تابلو می کنه؟ یا چه جوری میشه کسی که میداندار ماجراست پشت پرده هم هست؟ دکتر به دلیل تسلط بیش از حد به زبان انگلیسی فراموش کردن که تو زبون فارسی میداندار و پشت پرده نمیتونن یه نفر باشن!!
امروز سیزده آبان بود و به قول میر حسین موسوی سبزترین روز سال. از فردای انتخابات ما دو جور راهپیمایی تو تهران داشتیم. یکی روزهایی مثل ۲۵ خرداد و روز قدس که میلیونها سبزاندیش تو خیابونا راهپیمایی کردن و شعار دادن و یکی هم روزهایی مثل ۳۰ خرداد و امروز سیزدهم آبان که نیروهای امنیتی و نظامی مثل یه جنگ شهری تو کل پایتخت لشکر کشی کردن و مردم هموطن خودشونو به باد کتک و دستگیری و ... گرفتن و به قول خودشون اجازه خودنمایی به اغتشاشگران ندادن. اما موضوعی که مهمه اینه که نتیجه هر دو این روزها یکیه. آقایون فکر کردن که با امنیتی کردن فضای پایتخت پیروز میدون شدن. حضرات، هدف از اعتراضات که شعار دادن نیست. هدف نشون دادن اعتراض، ایجاد هزینه برای دولت کودتا و اعلام عدم مشروعیت حکومته. حالا چه شما مردم رو بزنین و چه نزنین این اتفاق افتاده. تازه با این حرکات جامعه رو به سمت رادیکالتر شدن میبرین. هدف مردم دیگه انتخابات نخواهد بود. میشه یه چیز دیگه!!
به یاد مرحوم مسعود رسام: سبز سبزم ریشه دارم...من درختی استوارم... در زمستان هم بهارم...
امروز دکتر عبدالله عبدالله از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کنار کشید. اگه تا امروز من دقیقا نمیدونستم چرا از عبدالله خوشم میاد الان دیگه دلیل دارم. تو وضعیتی که مشخصه همه عافیت طلبان میگن باید ایده آلیستی رو کنار گذاشت و انتخابات رو برگزار کرد، چون با تهدیدهای هر روزه طالبان و وضعیت متزلزل سیاسی افغانستان نباید یه شوک دیگه به کشور وارد کرد، عبدالله از حداقلهاش کوتاه نیومد. دلایل درست دکتر عبدالله این بود که اگه همه پذیرفتن که تو دور اول تقلب شده، پس حداقل باید مجریان اصلی انتخابات برکنار بشن و یا یه تضمینهایی داده بشه که ما بپذیریم دیگه تقلب نمیشه، وگرنه چه دلیلی داره تو انتخاباتی که میدونیم باز هم توش تقلب میشه شرکت و خودمون رو بازنده این رقابت از پیش باخته اعلام کنیم؟! این حرکت از یه مرد بزرگ سیاستمدار بر میاد، هر چند اگه متقلبان اصلی انتخابات بعدا بگن که عبدالله بانی اصلی نا آرامیهای احتمالی کشوره.
تمامیت خواهان همه جای دنیا از هیچ تقلب و بی قانونی ابایی ندارن و این حریفه که باید تصمیم بگیره که از حداقلهاش کوتاه نیاد یا اینکه همیشه تسلیم باشه و از ترس این که کشور به التهاب کشیده نشه همون کاری رو بکنه که حریف انتظار داره.
یاد کس خاصی نیافتادین؟ انتخابات مجلس هفتم، سید محمد خاتمی انتخابات سراسر رد صلاحیت و تقلب رو برگزار کرد تا کیهان تیتر بزنه: مردم اصولگرایان رو انتخاب کردن!!
تعطیلات آخر هفته شیراز بودم. جالبترین خاطره ام از این سفر هیچ ربطی به این پایتخت فرهنگی ایران نداره! در حالیکه تو ترافیک مرکز شهر تو تاکسی نشسته بودم دیدم از ماشین جلویی که یه پژو ۲۰۶ نمره شیراز بود یه قوطی خالی آبمیوه پرتاب شد بیرون وسط چمنهای بلوار که کاملا تمیز و مرتب بود! من دیدم ما که واستادیم، یه کار خیری هم بکنیم، پیاده شدم و رفتم قوطی رو دادم به راننده و گفتم: آقای عزیز، لطفا این زباله رو تو سطل زباله بندازین! و نشستم تو ماشین! میدونین چه عکس العملی دیدم؟ ۲ دقیقه بعد خانمی که رو صندلی عقب نشسته بود قوطی رو پرتاب کرد به چند متر وسط تر چمنها و شروع کرد به داد و فریاد و فحاشی! راننده تاکسی هم بر گشت و به من گفت: آقا بیکاریا!!!
این روزها برای چندمین بار تو چند سال اخیر بحث وحدت ملی تو کشور مطرح شده وباز هم شروع کننده اش ریش سفیدان اصولگرا بودند. البته این بار دو تفاوت خیلی بزرگ وجود داره، یکی اینکه این بار بحث وحدت ملی برای کسانی که جدا نگران وضعیت نظام جمهوری اسلامی هستن خیلی ضروری تر به نظر میرسه، تو سخنان خیلی از این ریش سفیدان میشه نگرانی از گسست حاکمیت از مردم رو دید که در برابر افراطیها و نظامیانی که میخوان فضا رو امنیتی نگه دارن از وحدت ملی و لزوم تحمل منتقدان درون حکومت دم میزنن. چرا که در غیر این صورت " نه تو مانی و نه من". تفاوت بزرگ دیگه ای که ما امروز میبینیم اینه که برای خیلیها مثل خود من بحث وحدت تو وضعیت کنونی کاملا خنده داره، چرا که اصلی ترین گروهی که مسبب این وضعیت هستن دارن تخت گاز بدون کوچکترین مکثی شیوه رفتارشون رو ادامه میدن، پس اصلا دیگران چه ابزاری اصلا میتونن برای وحدت داشته باشن؟!! تو همچین وضعیتی روزنامه اعتماد ضمیمه روز شنبه ۱۸ مهر رو به همین بحث اختصاص داد و با افرادی از گروههای مختلف در این باره صحبت کرد که به نظر من مجموعه بی نظیری فراهم شده و بهتون پیشنهاد میکنم اگه وقت دارین حتما این پرونده زیبا رو مطالعه کنین. برای کسانی که وقتش رو ندارن من خلاصه ای از جملات برخی از این افراد رو اینجا میذارم که حداقل نگاه افراد دو جناح در این باره رو ببینین. البته از نظر من خواندنی ترین بخش سخنان علی شکوری راد عضو جبهه مشارکته:
|
|
|
محمدرضا تاجيک مشاور ميرحسين موسوي :
|
امروز هر تدبيري براي ايجاد وحدت در گام نخست مستلزم رهايي اين عده از اسارت «خيال» خود است. تا زماني که در سپهر خيال اينان هر تار ابرويي به هلالي ماند و «خودي» و «دگرشان» و «دوست» و «دشمن شان» جز توجيه خيالي ندارد؛ تا زماني اينان از تصوير و تصوري که از «دگر» خويش ساخته اند، در بيم و هراسند، و هر نشانه گفتاري، نوشتاري و رفتاري وي (دگر) را تهديد و تحديدي بر خود و زنجيره «خودي ها» مي پندارند؛ همواره قياس از خويش مي گيرند و هر گل سرخي را خون و هر عاقل شيدايي را مجنون مي پندارند؛ به ظاهر از حقايق و دقايق عالم مي گويند و بر هر پديده يي حکمي جاري مي سازند، ليک در باطن صفير و دام اند و هيچ حکمي را بر احوال و رفتار خويش نمي پسندند؛ کار پاکان را قياس از خود مي گيرند، همسري با انبيا بر مي دارند، اوليا را همچو خود مي پندارند، سحر خود را معجزه مي نمايانند، گفتمان خود را فراگفتمان و «راه» خود را «صراط» تعريف مي کنند، خود را مردان هميشه بيدار و ديگران را خفتگان بي روح مي دانند، خيال مي کنند چرخ در گردش «جامعه» و «سياست» اسير هوش و اراده آنان است، بر اين پندارند که پïر از بال و پرند و تا اوج قدرت پرواز خواهند کرد، مي پندارند که پïر از فانوسند و در هيچ ظلمتي گرفتار نمي آيند، بر اين باورند که جمع را چون شمعند، و مردمان در همه حال گرد وجود ذي جود آنان پروانه وار ترانه عشق مي سرايند، امکان وحدتي وجود ندارد. به بيان ديگر، درانداختن هرگونه طرحي براي ايجاد وحدت نخست مستلزم فاصله گرفتن يا شقاق اينان با خويشتن دگرساز خود است.
علی اکبر جوانفکر مشاور محمود احمدی نژاد:
به طور طبيعي و به تجربه روشن شده است وحدت ملي، حول يک محور مشخص شکل مي گيرد و بدون اين محور، وحدت ملي اساساً به يک امر فضايي و ذهني تبديل مي شود. در ايران اسلامي، پس از حضرت امام(رض)، رهبري و ولي فقيه محور اصلي وحدت ملي بوده است. بنابراين رهبري عزيز هميشه عامل وحدت و يکپارچگي ملت به ويژه در دفاع از حقوق و منافع ملي در برابر دشمنان زياده خواه و طمعکار بوده است. در واقع رهبري، کانوني است که از آنجا همواره مفاهيم ارزشمندي مانند محبت، مهرباني، دوستي، پاکي، صداقت، اعتماد، تکريم، عزت، غرور، افتخار، شفافيت، عدالت و ظلم ستيزي به اعضاي جامعه منتشر مي شود و اين جايگاه را بسيار پرجاذبه کرده است.
به اين ترتيب روشن است کساني که خود را به اين محور مورد قبول عموم جامعه نزديک کنند در شکل گيري وحدت ملي صاحب سهم و نقش هستند. اعتبار و منزلت اجتماعي افراد بستگي به ميزان تبعيت و اطاعت پذيري آنها از ولايت و رهبري دارد و اين طور نيست که هر کس وجهه يي در جامعه پيدا کرد فکر کند به يک محور اصلي در نگاه مردم تبديل شده است.
حبیب الله عسگراولادی:
موضوع تفاهم و وحدت ملي صورت مساله اصلي و اوليه کشور نيست و اساساً مسائل پيش آمده را در قالب تفاهم و وحدت ملي نمي شود علاج کرد. ... اما در خصوص دستيابي به يک تفاهم ملي بايد به عرض برسانم، پذيرش نتايج انتخابات با توجه به انجام مراحل قانوني آن از جمله تنفيذ حکم رياست جمهوري که گواهي بر صحت انتخابات توسط مقام معظم رهبري بوده و برگزاري مراسم تحليف و دادن راي اعتماد نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي به وزرا که حاکي از مورد پذيرش قرار گرفتن رئيس جمهور دوره دهم توسط قواي قضائيه و مقننه است يک وسيله براي رسيدن به تفاهم ملي است و با توجه به اينکه نامزدهاي رياست جمهوري که راي کافي را کسب نکرده اند افراد در درون نظام مي دانيم بر مبناي عقل و منطق اين انتظار وجود دارد که براساس التزام عملي به قانون اساسي، نظام جمهوري اسلامي، راه حضرت امام(ره) و ولايت فقيه به راي اکثريت مردم که توسط مسوولان نظام تاييد شده احترام بگذارند و ادعاهاي خود را با بازگشت به قانون و با پذيرش آراي قانوني نهادهاي مرتبط و نهايتاً داوري مقام معظم رهبري به عنوان فصل الخطاب مسترد دارند .
علی شکوری راد:
امروز همه چيز در اختيار آنهاست؛ دولت با 21 وزارتخانه و صدها سازمان و شرکت بزرگ با درآمد هنگفت نفت و... صدا و سيما که با ده ها شبکه راديويي و تلويزيوني شبانه روز دارد طرف مقابل را تبليغ و ترويج مي کند، تريبون هاي نماز جمعه و چندين خبرگزاري، روزنامه و ده ها سايت خبري که از بودجه بيت المال تغذيه مي شوند، نيروي انتظامي و نهادهاي نظامي عريض و طويل و... تنها چيزي که آنها ندارند حمايت مردم است. البته آنها اين را هم مي خواهند و طبيعي است که از شعار وحدت ملي در چنين شرايطي استقبال کنند. در حالي که همه بحث مربوط است به اعتراض مردم به نتايج اعلام شده انتخابات دهم و مردم همه سختي ها را به خاطر اين موضوع متحمل شده اند آقايان تازه مي فهمند اعتراضات پشتوانه مردمي داشته است. پيشنهاد مي کنند معترضان نتيجه انتخابات را بپذيرند تا وحدت ملي تحقق يابد. هيچ گاه صحبت از وحدت براي من اين مقدار مشمئزکننده نبوده است. اين رويايي بود که در سر داشتم اما بي رحمانه شکستندش. آنها به خودشان هم رحم نکردند...با بودن قاضي مرتضوي در سمت دادستاني صحبت از وحدت ملي مضحک مي نمود و با بودن آقاي جنتي در راس شوراي نگهبان همچنان خنده دار است. با آقاي احمدي نژاد به وحدت برسيم که چه بشود؟... دست از سر ما برداريد.
صبا آذز پیک:
«بازيگران سياست» انگار هنوز ياد نگرفته اند حاصل جمع بازي در زمين بدون رقيب، صفر است که شاهدش شعار «وحدت ملي» است که نقل و نبات محفل محافظه کاران شده بي آنکه کسي از خودش بپرسد اصلاً رقيبي هست که مي خواهيم با او به وحدت برسيم؟
محسن آرمین:
شواهد غيرقابل انکار حاکي از آن است که تحولات پس از انتخابات بدون طراحي و آمادگي قبلي رخ نداد. ادعاي اين افراد مبني بر اينکه انتخابات و حوادث بعد از آن سازمان يافته و طراحي شده بوده است، ادعايي صحيح است. در واقع اين ادعا را بايد نوعي اعتراف تلقي کرد. به اين معنا که مرجع برنامه ريز و سازمان دهنده نتيجه انتخابات و تحولات بعد از آن خود جريان افراطي بوده است. ظاهراً هدف آن بوده است که پس از يک تحقق حاکميت يکدست، انتخابات رياست جمهوري دهم، اسم رمز پاکسازي عرصه سياسي کشور از کليه منتقدان و معترضان به ويژه اصلاح طلبان و يکدست سازي عرصه رقابت سياسي باشد.
بازداشت هاي گسترده چهره هاي شاخص اصلاحات بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات به اتهام سازماندهي و رهبري اغتشاشات و اتهام کودتاي مخملي و در شرايطي که هنوز تظاهرات و اعتراضات مردمي در خيابان ها شکل نگرفته بود، برگزاري دادگاه پرحرف و حديث رسيدگي به اتهامات دستگيرشدگان پس از انتخابات، تلاش براي اعتراف گيري و پوشش تبليغاتي طراحي شده اظهارات چند تن از دستگيرشدگان و... جملگي از طرحي از پيش طراحي شده حکايت مي کند. اما اجراي اين پروژه در عمل با موانع سختي روبه رو شد. طراحان اين پروژه همه چيز را محاسبه کرده بودند جز واکنش جامعه و کانديداهاي رقيب.....مي توان حدس زد اين طرح تفاوت معني داري با پيشنهاد آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران نداشته باشد. دست کم در مواردي نظير آزادي زندانيان سياسي، استمالت و جلب رضايت مصيبت ديدگان و زيان ديدگان حوادث اخير، بازتر شدن فضاي سياسي کشور، باز تر کردن فضاي رسانه ملي و فرصت دادن به طرفين براي طرح ديدگاه هاي خود از رسانه رسمي کشور. در اين صورت ادامه فيلترينگ تمام سايت هاي اصلاح طلبان و توقيف روزنامه هايي مانند اعتماد ملي و پلمب ماندن ساختمان احزاب اصلاح طلب توجيهي نخواهد داشت. در چنين فضايي طبيعي است که حوادث ماه هاي گذشته مورد بررسي آسيب شناسانه قرار گيرد و ديگر افراطيون نتوانند با استفاده انحصاري از تمام ظرفيت هاي رسانه يي و تبليغاتي رسمي و غيررسمي هر دروغ و تحليل بي پايه يي را به خورد مردم بدهند. در چنين فضايي خواه ناخواه اتفاقات و تاسف برانگيزي که طي ماه هاي اخير در زندان ها و بازداشتگاه ها و خيابان ها رخ داد از زبان قربانيان مطرح خواهد شد. طبعاً افرادي بايد پاسخگوي اتفاقات مذکور باشند. به نظر شما چنين افرادي مي توانند از طرح آشتي ملي استقبال کنند؟ بنابراين مي توان حدس زد علت مخالفت غيرمنطقي و شتابزده افراطيون با طرح آشتي ملي ترس و نگراني باشد. نگراني و ترس از افشاي نقش و مسووليتي که در اتفاقات مذکور داشته اند وگرنه دليلي براي اين مخالفت شتابزده وجود نداشت. آنان حداقل براي حفظ ظاهر هم که شده مي توانستند مخالفت خود را به بعد از روشن شدن محتواي طرح موکول کرده و در صورتي که طرح مذکور تامين کننده خواسته ها و ديدگاه هاي ايشان نبود، با آن به مخالفت برخيزند. با توجه به آنچه گفته شد، افراطيون اقتدارگرا تحت هيچ شرايطي از حاکميت فضاي اعتدال بر کشور استقبال نخواهند کرد، زيرا از يک سو پايان فضاي خشونت و راديکاليزه را پايان حيات خود تلقي مي کنند و از سوي ديگر نگران افشاي مسووليت و نقش خود در وقايع تاسف بار ماه هاي اخير هستند. به گمان من اين نتيجه آنچنان روشن و صحيح است که مي توان آن را ملاک شناسايي افراطيون قرار داد و گفت مخالفت شتابزده و عجولانه با طرح هايي که متضمن حاکم شدن فضاي اعتدال و ميانه روي بر کشور است، شاخص و معيار مناسبي براي شناخت افراطيون و اهداف ايشان در انتخابات گذشته و نيز وحشت ايشان از افشاي عملکرد و افتادن تشت رسوايي از بام فضاي اعتدال است.
علیرضا رجایی:
حال در فضايي که ما هستيم نه تنها مواضع معترضان به رسميت شناخته نمي شود بلکه رهبران معترضان سياسي در معرض انواع اتهامات قرار مي گيرند و به گونه يي رفتار مي شود که هر لحظه بايد انتظار دستگيري اين رهبران را داشت که سابقه سياسي درخشاني در درون حاکميت دارند.
در چنين شرايطي امکان مصالحه وجود ندارد. حتي اگر جريان معترض به طور موقت سرکوب شود اين اعتراض از بين نمي رود بلکه در زير پوست جامعه خواهد ماند. اين اعتراض همچنان ادامه خواهد داشت و در مرحله بعد منسجم تر و کامل تر بروز داده خواهد شد.
موسوی لاری:
اما عده يي هم هستند که اگر فضا آرام شود و فضاي امنيتي به فضاي معقول اجتماعي تبديل شود، فلسفه وجودي شان را از دست مي دهند؛ کساني که جز منطق خشونت و دعوا منطق ديگري را نمي شناسند و امروز هم مي بينيد با هر سخني که براي پايان بخشيدن عاقلانه به اين تنش ها گفته مي شود مخالفت مي کنند. براي من و شما و خوانندگان کار سختي نيست که مصداق اين افراد را در کشور ببينيم.......
|
متاسفانه امروز برخي از رسانه ها که از بيت المال هم استفاده مي کنند به شخصيت هاي دلسوز و محترم نظام تهمت و اتهام مي زنند و گاهي فحاشي مي کنند. اگر قرار است وفاق ايجاد شود بايد با کساني که به دنبال خشونت و افترا و تهمت و فحاشي و... هستند برخورد شود. با عوامل و شخصيت هايي که به دنبال تفرق و تشنج هستند، برخورد شود. اگر اين اتفاق ها بيفتد زمينه براي وفاق و وحدت فراهم خواهد شد و ما نيز به عنوان يک تشکيلات سياسي از اين حرکت ها حمايت خواهيم کرد. |
حسن بیادی مشاور محسن رضایی:
به نظر من برخي افراطيون در جامعه ما به اختلافات دامن زدند و در اين ميان به فکر آنچه بر سر جامعه و مردم مي آوردند نبودند. اما مردم در اين ميان بي هيچ تقصيري دستخوش اتفاقاتي شدند که در آنها دخيل نبودند و کوچک ترين تقصيري نداشتند. من فکر مي کنم با توجه به اتفاقاتي که پس از اين دوره از انتخابات رخ داد بايد با تاکيد بيشتري به مساله وحدت پرداخت چراکه حواشي پيرامون انتخابات و پس از آن به اندازه يي بود که تا حدودي بر مساله وحدت در جامعه اثر گذاشت. بنابراين به نظر من تمام کساني که در حوادث انتخابات دخيل بودند بايد از مردم عذرخواهي کنند تا مايه دلگرمي مردم شوند و از اين راه بتوانند بيشتر خود را به مردم نزديک کنند و فاصله هاي موجود را از بين ببرند چرا که به عقيده من مردم تمام محبت خود را به نظام و جمهوري اسلامي نشان داده اند. بهتر است تمام کساني که با هم مشکل دارند و مشکلات شان روي وحدت ملي جامعه اثر مي گذارد مشکلات شان را حل کنند و به يک آشتي و تفاهمي برسند.
رضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز:
-پس از برگزاري انتخابات اتفاقاتي افتاد که باعث شد مساله وحدت ملي بيش از پيش مطرح شود. شما راه حل رسيدن به اين وحدت ملي را در چه مي دانيد؟
من بعد از انتخابات به طور مکرر مصاحبه کرده ام و بارها گفته ام و باز هم مي گويم دو عامل براي پايان دادن به اختلافات حکم است؛ يکي قانون و ديگري رهبري. اگر کسي اين دو اصل را بپذيرد و به آن التزام پيدا کند ماجرا تمام مي شود.
-در شرايط کنوني کشور آيا مي توان نشانه هايي از نزديک شدن به وحدت ملي را مشاهده کرد؟
ما خيلي شرايط بحراني را احساس نمي کنيم که بخواهيم بگوييم نشانه هايي از وحدت وجود دارد يا خير ولي همين مقدار کمي که شرايط بحراني وجود دارد آرزو مي کنيم از بين برود و جامعه رنگ آرامش را به خود ببيند.
-يعني معتقد هستيد بعد از انتخابات...
ببينيد از انتخابات حدود صد روز مي گذرد و مسائل حاشيه يي مربوط به انتخابات فروکش کرده است و جامعه به سمت طبيعي شدن پيش مي رود.
-چرا دولتي ها مايل نيستند دو جريان اصلي کشور به خاطر مسائل استراتژيک کشور هم که شده به هم نزديک شوند؟
من اين مساله را خيلي از جانب دولتي ها نمي دانم که آيا مي خواهند يا نمي خواهند. در جامعه يک تب و تابي وجود دارد که بايد به تدريج برطرف شود و حالت عادي پيدا کند. ما در رسانه ها چيزهايي مي بينيم ولي درخصوص دولتي ها چيزي را احساس نمي کنم.
رسول منتجب نیا عضو اعتماد ملی:
اولين شرط رسيدن به وحدت آتش بس کلي و مطلق است. يعني طرف هاي درگير بايد کاملاً خلع سلاح شوند و به جاي دشمني و خصومت بنا را بر صميميت بگذارند تا يک گام به سمت ايجاد وحدت پيش برويم. اما آنچه در حال حاضر مشاهده مي کنيم اين است که يک طرف درگير از تمام امکانات (امکانات مالي، امکانات تبليغاتي و...) بهره مند است و از تمام آن براي دفع رقيبش استفاده مي کند در حالي که طرف ديگر کاملاً خلع سلاح است و چون سلاح ندارد چيزي ندارد که بخواهد انجام بدهد. مهم آن طرفي است که تمام اختيارات را در دست دارد. آنها هم بايد خلع سلاح شوند نه آنکه تمام امکانات از آنها گرفته شود. منظور آن است که اعلام آتش بس کنند. يعني صدا و سيما و روزنامه هاي وابسته به دولت- که متاسفانه بدترين نقش را در جهت ايجاد تفرقه ايفا مي کنند- و نيروهاي امنيتي و فرهنگي در جهت ايجاد وحدت و صميميت تلاش بکنند....اما پس از برداشتن نخستين قدم بايد آنهايي که طي انتخابات بذر تفرقه را افشاندند و تهمت، افترا و حرمت شکني را آغاز کردند شناسايي شوند و بعد از آرام شدن کامل فضا به موارد مربوط به آنها رسيدگي شود.و همچنين آنهايي که کارهاي خلاف قانون انجام دادند (که نمي خواهم در اين نوشتار به آنها اشاره بکنم) به طور کلي کارهاي غيرقانوني و به تعبير مقام معظم رهبري جنايت هايي که صورت گرفته است عاملان جنايت بايد شناخته و تنبيه شوند.
محمد کوثری نماینده اصولگرای مجلس:
به نظر مي رسد ايده وحدت ملي در اين شرايط دچار اشکالي ريشه يي است زيرا مشخص نيست اين وحدت ملي بر چه اساسي طرح شده است. وحدت بخش همه گروه ها و احزاب در نظام جمهوري اسلامي، قانون است؛ قانون اساسي که به اشخاص و گروه هايي با آرمان ها و شيوه هاي متفاوت يگانگي مي بخشد بنابراين اگر کساني خلاف قانون عمل کنند نمي توانند در سايه وحدت ملي قرار بگيرند. مقام معظم رهبري در صحبت ها و تذکرات خود دائماً بر برخي مسائل از جمله لزوم تعهد به قانون و پرهيز از ايجاد تشنج در جامعه تاکيد کرده اند اما گوش شنوايي در آقايان وجود نداشته است. بايد آنها نخست برادري خودشان را به اثبات مي رساندند، اين تخلفات را انجام نمي دادند و بعد مي آمدند مساله وحدت ملي را مطرح مي کردند. طرح و ايده وحدت ملي پيش از آنکه شرايطي فراهم شود تا کساني که خلاف قانون عمل کرده اند نسبت به رفتار خود پاسخگو باشند، شأن نزولي ندارد. آنها که در مسائل اخير و پس از انتخابات رياست جمهوري با گفتار و رفتار خود موجب به وجود آمدن چنين مسائلي شده اند ناگزير بايد در محضر دادگاه محاکمه شوند و به قانون جوابگو باشند. آنها بايد بگويند چرا تخلف کرده اند و چرا انتخاباتي را که مي توانست يکي از حماسه هاي تاريخي کشور باشد با طرح مساله تقلب لوث کرده اند.....به نظر مي رسد گام نخست پيش از طرح هرگونه راه حلي براي برون رفت از وضعيت ايجادشده و حرکت به سوي وحدت از محاکمه متخلفان آغاز مي شود. آنها يا بايد محاکمه شوند يا خود با اعمال شان از آنچه انجام داده اند صريحاً ابراز ندامت و پشيماني کنند و بعد با رفتار سياسي شان نشان بدهند که به قانون و نظام پايبندند تا شايد بشود باور کرد آنها مي خواهند در قاطبه وحدت ملي قرار بگيرند. اما در شرايطي که تخلفات همچنان ادامه دارد صحبت از وحدت ملي غيرواقعي است. نمي خواهيم بگوييم آنها که اين طرح ها را مطرح کرده اند خداي ناکرده مي خواهند خلاف قانون عمل کنند اما با قاطعيت بايد گفت آنچه گفته اند و ايده هايي که دارند صحيح نيست. برخي از کساني هم که تاکيد دارند در صورت ادامه وضع فعلي و عدم اجماع نيروهاي سياسي مختلف ممکن است براي آينده نظام مشکلاتي پيش بيايد سخت در اشتباهند. شکي نيست که اگر در آينده متخلفان فارغ از جايگاه و سابقه شان در برابر قانون و محکمه بايستند نظام جمهوري اسلامي آسيبي نخواهد ديد زيرا اين مردمند که در تمام 30 سال گذشته نظام را برپا نگه داشته اند و حال اين خواسته قاطبه مردم است که مي خواهند به اعمال کساني که خلاف قانون عمل کرده اند، رسيدگي شود.
هر دم ازاین باغ بری میرسد! این جمله درباره مشاوران و اطرافیان رییس دولت بعد از نهم جدا صادقه! هر کدام از آقایون که هر از گاهی حرفی میزنن نصف مملکت میریزه به هم و همه شروع به موضوع گیری و تکذیب و تکفیر و غیره . بعد از شاهکارهای رحیم مشایی حالا رقیب بزرگی به نام کلهر پیدا شده که داره یکه تازی میکنه. سخنان جدید این بزرگمرد همه دست اندر کاران جنگ رو به تکاپو انداخته، این هفته دو مطلب درباره این مشاور تو روزنامه اعتماد خوندم که خیلی حال کردم، این دو مطلب رو با تیترهای دن کیشوت و به خاطر یک مشت دروغ بخونین.

