تبليغاتX
صبحگاه

صبحگاه

از روز اول ظهور پدیده ای به نام احمدی نژاد و همفکران و تئوری پردازانش، بارها و بارها این جمله آیت الله خمینی از ذهن من گذشت که: " من در میان شما باشم یا نباشم نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان بیفتد. " مخصوصا تو اتفاقات اخیر چند بار این مسئله رو با دوستان مطرح کردیم که یاران خمینی که امروز دارن دونه دونه از نظام خارج میشن مگه این جمله یادشون نیست؟ یا مگه مرید همون امامی نیستن که در برابر انحرافات قاطعانه برخورد میکرد؟ یا شاید امروز نا اهلانی نمیبینن! آخه آیت الله خمینی که مثلا درباره امریکا و دشمنان خارجی نمی گفت نا اهلان، می گفت شیطان بزرگ. نا محرمان یعنی کسانی که در زمان امام هیچ جایی تو حکومت نداشتن، اما کم کم نفوذ خودشونو گسترش دادن و حالا...

و اما، بالاخره امروز خوشبختانه مطلبی رو از یکی از نزدیکترین سیاسیون نظام به بیت امام رو تو روزنامه اعتماد ملی خوندم که با همین جمله امام شروع میشد. امیدوارم این مطلب حجت الاسلام مجید انصاری شروعی باشه برای منش خمینی گونه یاران خمینی.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 14:33  توسط سهراب  | 

آیت الله خمینی، ۱۲ بهمن ۱۳۵۷:

من به پشتیبانی این که ملت مرا قبول دارد تو دهن این دولت میزنم...

امروز...

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 13:0  توسط سهراب  | 

و بالاخره صدای فریاد خاتمی رو هم شنیدیم. اینجا میتونین سخنان شفاف و نادر خاتمی رو درباره امروز ایران بخونین. خوشحالم که هنوز میشه خاتمی رو هم دوست داشت!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 2:34  توسط سهراب  | 

اینجا میتونین بیانیه میر حسین پس از تایید انتخابات و بیانیه کروبی پس از تایید انتخابات رو بخونین و به مقاومت رهبران اصلاحات افتخار کنین. وجوه مشترک امیدوار کننده ای تو هر دو بیانیه هست که به من روحیه میده. یکی اینکه هر دو بزرگواران مردم رو به امیدوار بودن تشویق کردنو امید رو بزرگترین سلاح در برابر زور دونستن. هیچکدوم نه دولت و نه شورای نگهبان رو به رسمیت نشناختن و هر دو بر ایستادگی تا آخر تاکید کردن. این بیانیه ها تو تاریخ میمونن و سند شرافت و پایمردی این دو بزرگوار هستن. حتما کامل بخونین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 2:9  توسط سهراب  | 

دیگه اون آق منصور نبود

آق منصور حق نظر  دوره صدارت وثوق الدوله [کابینه قرارداد 1919] گرفتار شد و نزدیک بود به سرنوشت دیگر یاغی های زمان مبتلا شود اما وقتی بعد از سقوط آن دولت  نجات یافت، سوراخ دعا را یافته بود،  خدمت  بزرگان می کرد و برای خودش  دستگاهی  به هم زده بود. جهال از او حساب می بردند به حساب آن بود که دیگر به قول همان روزگار لولهنگش آب بر می داشت، اگر احترامش می کردند برای این بود که میرآب های درخونگاه را به او سپردند. از همین راه زندگیش راه می رفت و زندگی نوچه ها و  لات و لوطی هایش تامین می شد. ورنه آق منصور عددی نبود، قد و قواره ای نداشت، پهلوانی نکرده بود، فقط می گفتند لوطی و فکر مردم است که آن هم بزودی یادش رفت.

پس عجب نبود اگر نسق گرفتن از آق منصور، منتهای آرزوی جوان های زورخانه رو بود و عشق لاتی ها.  در همین روزگار  اصغر آب منگل، یک روز سر راه آق منصور قد کشید. آن هم وقتی که آق منصور داشت برای نوچه ها رجز می خواند که فرمانفرما از من درس رعیتداری می گیرد و رضاخان بهم گفته کجائی آق منصور، یک سری به کاخ مرمر بزن بهش گفته ام کلبه پیرزن را به صد تا کاخ نمی دهیم. سرمست از این که عده ای از جوان ها زیر بازارچه پای صحبتش ایستاده اند و رهگذران بی سلام رد نمی شدند آق منصور داشت می گفت دیشب صاحب اختیار پیغام فرستاده بود که  آقا مستوفی الماللک  می فرمایند  اگر آق منصور نبود همه جای تهرون درخون بود، اما الان به همت آق منصور درخونگاه بهشت شده.

نوچه ها در نشئه این رجزها مست بودند که یک باره صدای اصغر آب منگل  بلند شد که گفت حالا که آق منصور نقاره زن سبیل شاه شده چرا تخت گیوه اش سه تاست، چرا تو گوش عین الله پینه دوز کوبیده که قدمو کوتاه نشون دادی، چرا حسن حاجی را که فقط تملق نمی گفت انداختین گوشه خندق، چرا  نان زیر کبابتو ضبط و ربط  نمی کنی که باعث بی حرمتی محل نشه... از این تندتر وهنی نمی شد به گنده لات شهر روا داشت. یک باره سی چهل نوچه لات دست به قمه شدند. اما کنایت های اصغر به بدجاهائی اشارت داشت، آق منصور که از کوتاهی قدش خیلی شکوه داشت با فاش شدن  سه تخته بودن گیوه اش، راستی دمغ شد. این رازی نبود که افشایش بی عقوبت بماند.

کلام  اصغر آب منگل هنوز در فضا بود که  امنیت پوشالی درخونگاه به هم ریخت، هیاهو بود و صدای الله اکبر از هر سو بلند، حسین شرخر تونتاب حمام گلشن که صدای بمی داشت از وحشت شروع کرد بر پشت بام حمام سنج زدن و وحشت انداختن. همه محل گوش شدند. اصغر و چند تا جوجه که باهاش بودند در این کوچه و آن پسکوچه به چنگ لات ها افتادند تن خونینشان به خانه رسید. یکی شان هم در خون غلتید و بی جان شد. تا یکی دو هفته ای هم لات ها سر شب عربده می زدند و هل من مبارز می طلبیدند.

دو سه روز بعدش درخونگاه باز آرام شد، و قصه به روزگار ماند.

سال ها بعد خبرنگار فضولی اصغر آب منگل را یافت، هنوز جای نیش چاقوها و کناره قمه بر دست و بالش بود. اما چون به حکایت رسید لبخندی محو صورت پرچینش را پوشاند و گفت ما جوانی کردیم اما آق منصور هم دیگر آق منصور نشد ها.

در بین حکایت هایش اصغر آب منگل می گفت آن شب ما لت و پار شدیم اما همان صبحش من که خونین تو جوب آب افتاده بودم، صدای یک رهگذر را شنیدم که نگفته ها می گفت. یعنی یک شبه اندازه اش آفتابی شد، رجزخوانی فرمانفرما از ما درس رعیت داری می گیرد، جایش را به سکوت اخم آلوده ای داد.

نقل است خود آق منصور سال ها بعد از وقعه درخونگاه گفته بود آن شب نفس بریدند بچه های من، فضول ها را به سزا رساندند و خاک مرگ پاشیدند بر سر محل، اما دو سه روز بعدش که من از کنار بازارچه می گذشتم، دیدم جز کسی سلامی نگفت. محبت از چشم ها رفته بود، احترام هم جا سنگین نمانده بود. فهمیدم روز ما به غروب رسیده، رفتم بلکه تو تکیه روضه سید الشهدا بشنوم  دلم باز شود، دیدم پسر بچه ای آمد و گفت آقامیر حالش خوب نیست امروز تکیه تعطیل است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 17:11  توسط سهراب  | 

دست مزن ! چشم ! ببستم دو دست  

 راه مرو ! چشم ! دو پایم شکست

حرف مزن ! قطع نمودم سخن....

 نطق مکن! چشم ! ببستم دهن

 هیچ نفهم ! .....این سخن عنوان مکن

 خواهش نا فهمی انسان مکن

 لال شوم ! کور شوم ! کر شوم !

لیک محال است که من خر شوم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 تیر1388ساعت 23:54  توسط سهراب  | 

از روز اول ظهور محمود احمدی نژاد در آسمان سیاست ایران هوادارانش او را رجایی زمان خواندند ، تا جایی که بنگاه خبر پراکنی او نیز رجا نیوز نام گرفت. این در حالی است که خاندان رجایی و بالاخص همسرش از حامیان اصلاحات و علی الخصوص میر حسین موسوی اند. احمدی نژاد و حامیانش همواره از شهدای دفاع مقدس و بزرکان آن یاد میکنند و به بهانه خون شهدا(!) در برابر منتقدان دست به تخریب و خشونت میزنند. در حالیکه خانواده ها و همسران شهیدان باکری و همت از حامیان بزرگ میر حسین موسوی به شمار میروند. چند سالی است نام آیت الله طالقانی به عنوان اولین امام جمعه تهران برده میشود و بخشهایی از سخنانش هم از سیما پخش می کنند، اما هیچگاه نامی از دخترش اعظم طالقانی که از فعالان ملی مذهبی است برده نمی شود.

این روزها در سالگرد ۷ تیر بازار بزرگداشت شهید بهشتی داغ است و صدا و سیما هم با افراد مختلفی با عنوان همرزم یا دوست یا نزدیکان بهشتی مصاحبه میکند و خاطره میگوید. اما آنچه این میان مغفول است فرزندان بهشتی اند. همه میدانیم چرا، دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی فرزند آیت الله بهشتی از نزدیکترین یاران و نزدیکان میر حسین موسوی در طول سالهای سکوت و این روزهای انتخابات است که اتفاقا دیروز در نامه ای به پدرش از به تاراج رفتن میراث او گلایه کرده است.

حال تنها دو راه برای توجیه این اتفاقات میتوان متصور بود:

۱- از نظر آقایان همه این بزرگواران در کمال بزرگی از تربیت و هدایت فرزندان و همسران و خانواده هایشان عاجز بوده اند.

۲- اوایل انقلاب همه اموال و ... طاغوتیان مصادره شد. این مصادره میتواند شامل نام هم بشود!


آخرین بازداشتها: رضا عطاران و مهدی خزعلی بازداشت شدند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 تیر1388ساعت 17:18  توسط سهراب  | 

حرکت قانونی راهبرداصلی است/به خاطر تهدیدها از ایستادگی درسایه شجره سبزاستیفای حقوق ملت صرفنظر نمیکنم

بيانيه شماره هشت مهندس ميرحسين موسوي

حرکت قانونی راهبرداصلی است/به خاطر تهدیدها از ایستادگی درسایه شجره سبزاستیفای حقوق ملت صرفنظر نمیکنم

قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی

مردم هوشیار و شریف ایران

طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.

واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.

همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.

من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.

باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.

دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.

 

برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی

چهارم تیر 1388

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 16:29  توسط سهراب  | 


آيا نيست عاقلی ميان شما؟

گمان نمی‌رود تمام کسانی که اکنون فرمان هدايت رسانه ملی را به دست گرفته‌اند، همگی به يک‌اندازه آگاه نيستند از اثرات زيانبار نحوه‌ تبليغات و اطلاع‌رسانی راديو و تلويزيون در اين روزها. ضرباتی که بی‌وقفه به وحدت و امنيت ملی و حاکميت مطلق جمهوری اسلامی و حتی اعتماد مخاطبان، از جانب اين بی‌درايتی‌ها می‌خورد وحشتناک و بي‌سابقه است.
آقايان، به خدا اين سرزمين روزهای به مراتب سخت‌تر و بحرانی‌تری را به مددِ همين رسانه، با سربلندی پشت سر گذارده‌ است. چرا داريد با ندانم‌کاری‌های عجولانه و بدون برنامه‌ريزی و تحقيق، همه چيز را به باد می‌دهيد؟ به صداقت انقلاب سوگند می‌خورم و شهادت می‌دهم تک‌تک شما در برانگيختن احساسات پاک جوانان معصوم، دردهايی که به روح و جان و تن مردم وارد می‌شود و خون‌هايی که به ناحق بر زمين ريخته می‌شود سهيم و شريک‌ايد نام فردفرد شما در تاريخ می‌ماند. شما داريد امت اسلام را شقه‌شقه کرده به‌جان هم می‌اندازيد. شما با اين نحو عمل، به‌عينه داريد مردمی را که تا پيش از روز راي‌گيری با هم متحد و يکپارچه بودند، از دو سو عصبانی و خشمگين می‌سازيد و جنگ خانگی و خياباني به راه می‌اندازيد. براي هر اهل رسانه روشن بود شما از طراحی آن مناظره‌های بی‌پشتوانه هدف ديگری داريد و آن اهداف اينگونه به دست نمی‌آيد. شما به دست خود و بدون فکر و برنامه، انرژي خفته ملت و به ويژه جوانان را بيدار کرديد و حال با دست و فوتِ دهان در حال خاموش کردن آنيد! شما با اعمالتان در اين چند ماه نشان داديد، در هيچ کار ابتکار عملی نداريد و تنها با اذهانی ناقص آبرو و عزت ملی کشور را نشانه رفته‌ايد!
آقايان، مگر در اين سرزمين زندگی نمی‌کنيد؟ در اين اتمسفر نفس نمي‌كشيد؟ مگر خانواده و فرزند نداريد؟ مگر به کوچه و خيابان پای نمی‌گذاريد؟ مگر ادارات ريز و درشت افکارسنجی و پژوهش مردم‌شناسي نداريد؟ چطور به خود جرات می‌دهيد خيل عظيم مردمی را که مسلمان‌اند، باوردار الله‌اکبر اند، وفادار به جمهوری اسلامی‌اند، پايبند به قانون اساسي‌اند، زحمت کشيده و شهيد و مجروح داده براي براي انقلاب و دفاع مقدس‌اند را به صرف اينکه سليقه‌ای ديگر دارند، به راحتی، فريب‌خورده اجانب و افتاده در دام منافقين و آشوب‌طلب و... بناميد؟ به نام هنرمندان و فرهيختگان اطلاعيه جعل کنيد و حرف‌ها و بيانيه‌ها و مصاحبه‌ها را ناقص پخش کنيد و دروغ و گزافه رواج داده، همه را به جان هم اندازيد! مگر آنکه فکر کنيم فرض شما بر اين است که بعد از 30‌سال حاکميت نظام اسلامی، همه مردم از خرد و کلان، پول از غرب مي‌گيرند و تحت سيطره بيگانه‌اند و از آنان فرمان می‌برند و از دين و کشور بريده‌اند. آيا رسانه‌اي در دنيا هست كه بدين صورت به مردم و مخاطبان كشور خود ناسزا روا دارد؟ خدا نبخشد شما را که اينگونه بی‌پروا به امت محمد(ص) توهين می‌کنيد!
آيا در ميان شما نيست عاقلی که هشدارتان دهد؟

حسين پاكدل

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 16:7  توسط سهراب  | 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

وای جنگل را بیابان می کنند

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا

 آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 23:20  توسط سهراب  |